اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٨ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ. وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ. سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنْفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ.[١] و بر آنان خبر آن كس (داناى بنى اسرائيل، بلعم باعورا) را برخوان كه آيتهاى خويش را به وى داديم و او از آنها بيرون رفت [و خود را از دانش آن، برهنه ساخت]. پس شيطان، در پىِ او افتاد تا از گمراهان گشت. و اگر مىخواستيم، هر آينه او را بدانها [به جايگاهى بلند] برمىداشتيم، و ليكن او به زمين (دنيا و مال و جاه آن) چسبيد و كام و خواهشِ دل خود را پيروى كرد. پس داستان او، چون داستان سگ است؛ اگر به او بتازى، زبان از دهان بيرون آرد، و اگر واگذارىاش، باز زبان از دهان، آويخته دارد. اين است داستان گروهى كه آيات ما را دروغ انگاشتند، پس اين سرگذشت را [بر آنان] باز گو تا شايد بينديشند. بد نمونهاى هستند گروهى كه آيات ما را دروغ شمردند و به خويشتن، ستم مىكردند.
[١] - اعراف، آيه، ١٧٥- ١٧٧