اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٨ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
«مُنعم»، همان شناختِ خداست كه از راهِ انعام و نعمتْ بخشى، مورد نظرِ دانشمندانِ علم كلام است. علّامه حلّى- كه از متكلّمان بزرگ شيعه است- در اين باره مىگويد: الْحَقُّ انَّ وُجُوبَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ تَعالى مُستَفادٌ مِنَ الْعَقْل، وَانْ كانَ السَّمْعُ قَدْ دَلَّ عَلَيْهِ بقوله: «فَاعْلَمْ انَّهُ لاالهَ الَّااللَّه»[١]، لِانَّ شُكْرَ الْمُنْعِمِ واجِبٌ بِالضَّرورُةِ، وَ آثارُ النِّعْمَةِ عَلَيْنا ظاهِرَةٌ، فَيَجِبْ انْ نَشْكُرَ فاعِلَها.[٢] حقيقت، آن است كه وجوبِ شناخت خداوند، از حكم خرد و عقل آدمى مايه مىگيرد؛ اگر چه نقل نيز ما را بدان راه نموده است؛ آنجا كه فرمود: «پس بدان كه هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست»؛ چرا كه سپاسگزارى از «منعم»، امرى لازم و از واجبات عقلى است، و آثار نعمت و سرشارىِ آن نيز بر ما آشكار است. از اين رو، بايسته است كه از بخشنده نعمت، سپاسگزارى كنيم.
از نظر اسلامى، جهان، سراسر تسبيح خدا مىگويد؛ تسبيحى به همراه ستايش؛ يعنى هم خدا را از هر عيب و نقص منزّه مىداند و هم ذات پاكش را به بزرگى و كمال و زيبايى مىستايد:
تُسَبِّحُ لَهُ السَّموتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَىْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِن لَّاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ.[٣] آسمانهاى هفتگانه و زمين و هر كه در آنهاست، او را به پاكى مىستايند، و هيچ چيز نيست؛ مگر آنكه او را به پاكى ياد مىكند و مىستايد؛ و ليكن شما تسبيح آنها را در نمىيابيد.
جالب اينكه: خاستگاه اين تسبيح و ستايش، آگاهى و شعور جهان و جهانيان است:
كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ.[٤] همگى نماز (نيايش) و تسبيح (ستايش) خويش را مىدانند.
اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا امام سجاد (ع)، در اين بخش از نيايش، فصلِ مقوّم و مرز انسان بودنِ آدمى را «ستايش و سپاسگزارى» دانست؟ به تعبير ديگر، بر خلاف آنكه حكيمان، نطق (گويايى يا ادراك كلّى) را فصل آدمى دانستهاند، آن حضرت، «حامد بودن»
[١] - محمّد، آيه ١٩
[٢] - نهج الحق و كشف الصدق، ص ٥١
[٣] - اسراء، آيه ٤٤
[٤] - نور، آيه ٤١