اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٧٥ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
خداوند به سزاى كارهايى كه مىكردند، طعم گرسنگى و ترس را به آنها چشانيد. و هر آينه، آنان را فرستادهاى از خودشان بيامد، امّا او را دروغگو انگاشتند. سپس، عذاب آنان را در حالى كه ستمكار بودند، فروگرفت. پس، از آن چيزهاى پاكيزه كه خدا روزىتان كرده، بخوريد و نعمت خداى را سپاس بداريد، اگر او را مىپرستيد و بس.
|
شكرِ نعمت، خوشتر از نعمت بُود |
شكر باره كِى سوى نقمت رود؟ |
|
|
شكر، جانِ نعمت و نعمت، چو پوست |
زانكه شكر آرد تو را تاكوى دوست |
|
|
نعمت آرد غفلت، و شُكر، انتباه |
صيد نعمت كن به دامِ شُكرِ شاه.[١] |
|
تفاوت انسان با حيوانات
انسان، موجودى است زنده؛ امّا با ديگر موجودات زنده، تفاوت جوهرى دارد. به حدّى كه نمىتوان او را در رديف حيوانات، برشمرد. همه حيوانات در جنس «حيوان» با يكديگر شريكاند، ولى هر كدام را فصل مميزّى است كه به موجب آن، از ديگر همقطاران جدا مىشوند و نوع خاصّى به شمار مىآيند. انسان، به قدرى با ديگر حيوانات، تفاوت دارد كه هيچ گاه در رديف و طبقه آنها نيست؛ بلكه در مرتبهاى بسى بالاتر از همه آنهاست؛ يعنى هر گاه موجودات را طبقه بندى مىكنيم، نبايد انسان را در رديف حيوانات بياوريم؛ بلكه بايد او را در طبقه مستقلى قرار دهيم. اساساً به موجب همين تفاوت و امتياز است كه خداوند، انسان را به زيور تكليف آراسته است؛ يعنى وظايفى را برايش مقرّر كرده تا با اراده و قدرت خود، آنها را انجام دهد.
روشن است كه چنين برخوردى، با هيچ موجودى جز انسان، نشده است؛ چرا كه عمدهترين شرط در قلمرو تكليف، عقل و خردمندى است كه حيوانات از آن، بىنصيباند.
بنا بر اين، آنچه از دانش منطق درباره انسان، آموختهايم «انسان، حيوانى گوياست»، اگر چه براى تمييز انسان از ديگر حيوانات، تعريفى به اصطلاح «جامع و مانع» است؛ ليكن
[١] - مثنوى، دفتر سوم، بيت ٢٨٩٥- ٢٨٩٧.