اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٢ - نقش عملى ستايش و سپاس
وَلّىٌ حَمِيدٌ.[١] و سپاس و ستايش، خداى را به هر آنچه كه او را مقرّبترينِ فرشتگان، وگرامىترينِ آفريدگان، و شايستهترينِ ستايندگان، ستايش كردهاند؛ ستودنى از همه ستايشها برتر، چونان برترى پروردگارمان بر آفريدگانش. پس سپاس و ستايش، از آنِ اوست در برابر هر يك از نعمتهاى او بر ما و بندگان گذشته و آيندهاش، به شمار هر چيزى كه در قلمرو دانايى اوست، و در ازاى هر يك از آنها، چندين برابر، همواره و جاويدان و بى زوال تا روز رستاخيز. سپاس و ستايش نامتناهى، بىحدّ و بىشمار و پايانناپذير تا ابديّت؛ سپاس و ستايشى كه مايه پيوند ما به طاعت و چشم پوشى و گذشت او، و سبب خشنودىاش و وسيله آمرزش او و راهى به سوى بهشت او، و پناهى از عذاب او، و امانى از خشم او، و ياورى براى بندگى او، و سدّى در برابر نافرمانى او، و ياور و مددكارى بر اداى حقّ و به انجام رساندن وظيفه بندگى او باشد؛ آن گونه سپاس و ستايشى كه بدان، در حلقه نيكبختان و دوستان خدا درآييم و در پرتو آن، در گروه شهيدان قرار گيريم؛ آنان كه با شمشيرهاى دشمنان خداكشته شدند. به راستى كه اوست آن كارساز، آن ستوده.
الشهداء: جمع شهيد، گواه، شاهد. آنكه در راه خدا يا امرى مقدس، كشته مىشود.
دنيا، ميدان رقابت
زندگى آدميان در اين دنياى هدفمند، حركت و سلوكى است طبيعى كه با آغاز هشيارىاش از هدفدار بودن آفرينش انسان- كه جزئى از اجزاى اين جهان است- به حركت و سلوكى انسانى تحوّل مىيابد. آن گاه كه نداى هشدار دهنده و هشيار كننده: «يا ايُّها الْانسانُ» را به گوش جان مىشنود و به منتهاى مسيرى كه در اين سلوك و كششهاى آن در پيش رو دارد،
[١] - وَ نَصِيرُ بِهِ فىِ نَظْمِ الشُّهداءِ بِسُيُوفِ اعْدائِه