اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٣٨ - سرشت دلها بر ربوبيت خداوند
پيامبر خدا، هزار باب دانش به من آموخت كه از هر درى، هزار درِ ديگر گشوده مىشد.[١]
در حقيقت، هر درى، كليدى بود كه با آن، درهايى از معارف الهى و انسانى را به رويش مىگشود.
عمدهترين عامل پيشرفت دانش و آگاهى بشر و پيدايش تمدّنهاى بزرگ، زايش و توليد انديشهها و دانشها، و به تعبير ديگر، فَلَق و شكافتگى است. از اين پرسش، پرسشى ديگر، و از اين دانايى، دانايىاى ديگر و از اين انديشه، انديشهاى ديگر زاده شده است. بنا بر اين، زايشها و توليدها، شكافتن و شكافته شدنها، همگى تغيير و تحوّل و دگرگونى است كه خِردها را بر مىانگيزد تا به يك مربّى قيّومى كه پرورش دهنده و به پا دارنده و نگهبان جهان است، پى ببرند و ربوبيّت خدا را در سراسر هستى شهود كنند.
آرى! هر گونه شكافتن و شكافته شدن، شكافندهاش خداست؛ چرا كه پروردگار فلق (ربّ الفلق) است؛ «انّ اللَّه فالقُ الْحَبِّ وَ النَّوى» و «فالِقُ الْاصباح»، همچنان كه روشنايى از شكافتن تاريكى، و چشمهسارها از شكافتن صخرهها، و هستى از شكافتن گريبان نيستى پديد مىآيد، از ميان موجهاى انديشهها، معارف، و ازميان تاريكى كفر، نور ايمان، و در تاريكى ستم و استبداد، ناگهان نداى عدالت و آزادى به گوش مىرسد: يَمْلَاءُ اللَّهُ الارضَ قِسطاً وَ عَدْلًا كَما مُلِئت جوراً و ظلماً.[٢]
نقش توحيد در زندگى فردى و اجتماعى
ويژگى مهم آيين اسلام، واقعگرايى آن است كه همچون روحى جاودانه در كالبد جهانبينى آن دميده شده است، تا آنجا كه آدمى را با واقعيتهاى خارجى، ارتباط تنگاتنگ مىبخشد و از هر ذهنگرايى و معرفتى كه از فلسفه حس يا فلسفه عقل يا وحى الهى بيگانه باشد، پرهيز مىدهد. از اين رو، امام (ع) در اين فقره از دعا «وَ الْحَمْدُللَّهِ عَلى ما عَرَّفَنا مِنْ نَفسِهِ وَ الْهَمَنا مِنْ شُكرِهِ وَ فَتَحَ لَنا مِنْ ابوْابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِيَّتِهِ وَ دَلَّنا ...»،
[١] - خِصال، ج ٢، ص ٦٤٨
[٢] - منتخب الأثر، ص ١٦٤.