اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٧٤ - برزخ(حدفاصل ميان مرگ و رستاخيز)
هم بر شما معلوم شد كه صورت منى، از حدّ و مرتبه طبيعت جِرمى تجاوز ننموده است تا شايسته تعلّق نفس گردد؛ و اينكه صورت جنين، تا زمانى كه در رحم مادر است، به درجه نفس نباتى نايل نگرديده است تا شايسته تعلّق نفس ناطقه و حايز درجات و مراتب سهگانه گردد و آرزوى بازگشت بدين عالم و تعلّق نفس به منى و يا به جنين و يا به بدن ديگرى- چنانكه خداى متعال، از قول اشقيا مىگويد كه در روز جزا مىگويند: «يالَيْتَنى كُنْتُ تُراباً.[١] اى كاش خاك بودمى (تا برانگيخته و حسابرسى نمىشدم)»، آرزوى محال و ممتنعالوقوع است و همچنين تحقّق مدلول سخن خدا كه به مدلول آيه شريفه «نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الّذى كُنَّا نَعْمَلُ.[٢] [اى كاش] باز گردانده شويم و جز آن كنيم كه مىكرديم» حاكى از تمناى بازگشت به دنيا و امرى است محال؛ زيرا خداوند متعال بازگشت به دنيا را بر آنان ممنوع فرموده است؛ چرا كه در فيض الهى و تجلّى وى، تكرار و تعدد نخواهد بود.[٣]
٢. ابطال تناسخ، يعنى تعلّق به بدنى ديگر، به آن است كه چون نفس، مشغول به تدبير نطفهاى گردد كه پيشتر، استعداد قبول تدبير و تأثير براى آن حاصل شده باشد و مستحق افاضه نفس بر آن، از واهب عقلى- كه مبدأ نفوس و صور هر قابلِ مستحق است- به طبع نه به جزاف گرديده باشد، به اينجا مىانجامد كه براى يك بدن، دو نفس بوده باشد. و اين محال است؛ زيرا كه استعداد نطفه براى قبول نور نفس، از واهب صُوَر، جارى مجراى استعداد جدار است براى قبول نور استقامى شمس در حالتى كه حجاب درميان آن و شمس نباشد. پس اگر به هنگام ارتفاع حجاب، جسم صيقلى در آنجا باشد و نور انعكاسى نيز از آن جسم برآن ديوار افتد، نور انعكاسى، وقوع نور استقامى را منع نمىكند و دو نور شمسى، در آن جمع مىشود. پس همچنين انتقال نفس مستنسخه به نطفه مستعده، مانع فيضان نفس ابتدائيه مىشود. پس اجتماع دو نفس در بدن واحد، لازم مىآيد. و اين محال است؛ زيرا نمىشود كه يك چيز، صاحب دو ذات، يعنى دو نفس، بوده باشد و هر شخص، خود مىداند كه صاحب يك نفس و يك ذات است، پس تناسخ ممتنع است.[٤]
[١] - نباء، آيه ٤٠
[٢] - اعراف، آيه ٥٣
[٣] - الشواهد الربوبية، ص ٣٣٤
[٤] - مبدأ و معاد، ص ٣٨٥