اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٨ - افزونى و دوام نعمت در پرتو ستايش و سپاس
وجود زمينى بشر ناشى شده، سخن مىگويند. به سخنى ديگر، آنان مايلاند تا مسائل و مشكلات ناشى از بر هم زدن توازن بين انسان و طبيعت را از طريق فتح و سلطه بيشتر بر طبيعت حل كنند. معدودى حاضرند بپذيرند كه امروزه، حادترين مسائل و مشكلات تكنيكى كه بشر با آنها رو به روست، نه به خاطر عدم توسعه يافتگى، بلكه به دليل توسعهيافتگى بيش از حدّ است. معدودى حاضرند با واقعيت، عريان رو به رو شوند و اين حقيقت را بپذيرند مادام كه شيوه نگرش و برخورد انسان نسبت به كلّ محيط طبيعى نگرشى تجاوزكارانه و جنگجويانه است، اميدى برصلح و آرامش در جامعه انسانى نيست.
علاوه بر اين، شايد همه به تحقيق در نمىيابند كه براى رسيدن به چنين صلح و آرامشى با طبيعت، ابتدا به صلح و آشتى با نظم روحانى و معنوى عالم نياز است. براى آشتى با زمين، ابتدا بايد با آسمان آشتى كرد».[١]
«امروز، تقريباً هر كسى كه در مراكز شهرى مغرب زمين زندگى مىكند، به طور غريزى فقدان چيزى را در زندگى خود احساس مىكند. اين احساس، مستقيماً به سبب ايجاد محيطى مصنوعى است كه تا سر حدّ امكان، طبيعت از آن حذف شده است. در چنين اوضاع و احوالى، حتّى يك فرد مذهبى نيز احساس اهمّيت روحانى و معنوى طبيعت را از دست داده است. قلمرو طبيعت به صورت چيزى تهى از معنا در آمده است و در همان حال، خلأ ايجاد شده از ناحيه زوال و غروب اين جنبه حياتى از وجود بشر، در ارواح آدميان به حيات خويش ادامه مىدهد و صور گوناگون و بعضاً خشونتآميز و حاكى از نوميدى، خود را به نمايش مىگذارد. علاوه بر اين، حتّى خود اين گونه وجود و هستى سكولاريزه شده و شهرى زده شده، از طريق نفس سلطه انسان بر طبيعت- طبيعتى كه در اصل، زمينه وجود هستىِ آدمى را ممكن ساخته است- در معرض تهديد قرار گرفته است، به نحوى كه بحران حاصل از مواجهه و برخورد انسان با طبيعت و كاربرد علوم طبيعى جديد در مورد تكنولوژى، امروزه به يك موضوع نگرانى عام تبديل شده است.
به رغم داد و فريادهاى رسمى در مورد سلطه دائماً فزاينده انسان بر طبيعت و پيشرفت به اصطلاح اقتصادى كه گمان مىشود به همراه آن فراهم خواهد آمد، بسيارى از مردم در
[١] - ر. ك: انسان و طبيعت، ص ٢