اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٦٠ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
داشتيم، و در خشكى و دريا [بر مَركبها و كشتى] بر نشانديم، و از چيزهاى پاكيزه، روزىشان داديم و آنان را بر بسيارى از آفريدگان خويش، برترىِ كامل بخشيديم.
در اين منزلت و مقام است كه آدمى، پلِ ميان مُلك و ملكوت، و واسطه و ابزارى است كه مشيّت خداوند، از طريق او در اين جهان، تبلور مىيابد و به بركت اين منزلت است كه حامل خصوصيات يك موجودى خداگونه است و اين همه، سرمايه حيات انسانى اوست، و ستايش و سپاس خداوند، بسترى مناسب براى بالندگى و برازندگى او در اين جهان است، و با داشتنِ اين سرمايه سرشار، با اينكه بر روى زمين گام مىنهد، خداوند، او را چنان اوج مىدهد كه گويى موجودى است ملكوتى كه بنا به مصلحت و حكمتى به عالم زمين، فرود آمده است.
|
من مَلَك بودم و فردوس بَرين جايم بود |
آدم آورد در اين دِير خراب آبادم. |
|
(حافظ)
همين انسان، با اين همه سرمايه و استعداد، و با اين منزلت و موقعيتِ برتر، چنانكه از باليدن خويش در بستر ستايش خداوند و سپاسگزارى از او غفلت ورزد و مقام «خلافت» و «كرامتِ» خويش را ناديده انگارد، فروتر از همه فروتران، بندِ بندگىِ ارباب متفرّق و «اربابِ بىمروّت» دنيا را بر گردن مىنهد و در برابر هر شبحِ بىروح و هر جاندارِ ناتوانى، سر تعظيم فرود آورده، دست ارادت به او مىسپارد و زبان مدح و ستايش و سپاسگزارى را در برابر قدرتمندانِ زبون مىگشايد؛ چنانكه حضرت يوسف (ع)، به دو يار زندانى خويش فرمود:
يا صاحِبَىِ السِّجْنِ ءَارْبابٌ مُتَفَرِّقوُنَ خَيْرٌ امِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ.[١] اى دو يار زندان، آيا پروردگاران پراكنده بهترند يا آن خداوند يكتاى شكننده؟
اميرمؤمنان در نيايش خويش مىگويد:
اللّهم انْتَ اهْلُ الْوَصفِ الْجَميلِ، وَ التِّعدادِ الكَثير، انْ تُؤَمَّلْ فَخَيْرُ مَؤمَّلْ، وَ انْ تُرْجَ فَاكْرَمُ مَرْجُوٍّ. اللّهُمَّ وَ قَدْ بَسَطْتَ لى فيما لا امْدَحُ بِهِ غَيْرَكَ، وَ لا اثْنى بِهِ
[١] - يوسف، آيه ٣٩