اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٦ - افزونى و دوام نعمت در پرتو ستايش و سپاس
افزونى و دوام نعمت در پرتو ستايش و سپاس
ثنا و ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او چنان با انبوهى و تسلسل آنها در آميخته است كه گويى يگانه وسيله استوار براى افزونى و دوام نعمت، ستايش خدا و سپاسگزارى از نعمتهاى اوست. على (ع) فرمود:
الْحَمْدُ للَّهِ الْواصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَم وَ النِّعَمَ بِالشُّكْر.[١] سپاس و ستايش، خدايى را كه ستايش را به نعمتها، و نعمتها را به سپاسْ پيوسته كرد.
در سخن ديگر مىفرمايد:
الْحَمْدُللَّهِ الذَّى جَعَلَ الْحَمدَ مِفْتاحاً لِذِكْرِهِ، وَ سَبَباً لِلْمزَيدِ مِنْ فَضْلِهِ، وَ دَليلًا عَلى آلائِهِ وَ عَظَمَتِهِ.[٢] سپاس و ستايش، خدايى را كه حمد را كليد ياد كردِ خود، و سبب افزونى فضل خويش، و دليل شناخت نعمتها و بزرگىاش قرار داد.
نكته مهم اينكه نعمتهاى خداوند، بىهيچ استحقاق و سزاوارى و برخاسته از فضل بىپايان و رحمت بيكران اوست؛ بدين معنا كه بندگان را در پيشگاه خداوند، هيچ گونه حقّى نيست تا بر اساس آن، از نعمت و رحمت بيكران او برخوردار شوند. «ايْنَ الُتّرابُ وَ رَبُّ الْارْبابِ؟». چه نسبت خاك را با عالم پاك؟
يا مُبْتَدِأً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحقاقِها.[٣] اى خدايى كه بى هيچ استحقاق و قابليتى، نعمتها را بر بندگانت ارزانى مىدارى.
آدمى و همه نيروهاى درونى و بيرونى و استعدادهاى سرشارش، بلكه اصل هستى او، از آنِ خداوند، و رهينِ فيض فراگير اوست، و اين، يكى از نابترين معارفى است كه در تعاليم و آموزههاى امام سجّاد (ع)، مورد توجّه قرار گرفته است:
خدايا! آنچه مرا به خواستن از تو برمىانگيزد، فضل و احسان توست، بر كسى است كه با همه وجودش به سوى تو آيد و با خوشْ گمانى بر تو وارد
[١] - نهج البلاغة، خطبه ١١٣
[٢] - همان، خطبه ١٥٦
[٣] - بحار الأنوار، ج ٥١، ص ٣٠٤