اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٨٠ - راه رستاخيز
روانه ساختنشان به سوى محشر، گفته مىشود.
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ. قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا، هذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ.[١] و در صور دميده شود و آنان ناگاه از گورها به سوى پروردگار خويش مىشتابند. مىگويند: اى واى بر ما، چه كسى ما را از خوابگاهمان (گورهامان) برانگيخت؟ اين همان است كه خداى رحمان وعده داده بود و پيامبران راست گفتند.
مرحوم سيد على خان مىگويد:
بهتر آن است كه در اينجا «مَبْعَثْ» به معناى برانگيختن (مصدر) باشد، و مقصود از «سَبِيلَ المَبْعَث» راهى كه مردمان، از آن به سوى محشر روانه مىشوند، و مراد از «تسهيل» آن، پيمودن آن راه است بىمشقت و به آسانى و در امنيّت و سلامت و به دور از سختىها و ترسها و گرفتارىهاى آن.[٢]
مَواقِفْ (جمع مَوْقِفْ): مكان وقوف، توقفگاه، جاى درنگ، ايستگاه.
الْاشْهاد: (جمع شاهد يا شهيد): گواهان، راستگويان در گواهى دادن، دانايان كه چيزى بر آنان پوشيده نمانَد، حاضران در مجلس، آنان كه در راه خدا يا امرى مقدسْ كشته مىشوند، كشتگان در راه خدا. شاهد و شهيد: از نامهاى نيكوى خداوند.
مَولى: ولى نعمت، همسايه، دوست، ارباب، مددكار، دوستدار، پيرو، آزاد كننده و آزاد شونده، بنده، ميهمان، شريك، مالِك.
براى هر موجودى از موجودات اين جهان، حركت و تحولّى است ذاتى، و عبادتى است فطرى، و وظيفهاى است كه با عنوان انقياد و اطاعت و عبادت پروردگار جهان، انجام مىدهد:
وَللَّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّموتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلَالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ.[٣] و هر كه در آسمانها و زمين است، خواه و ناخواه، و
[١] - يس، آيه ٥١- ٥٢
[٢] - رياض السالكين، ج ١، ص ٣٣٩
[٣] - رعد، آيه ١٥