اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٥٠ - ٣ چيرگى آدمى بر ديگر آفريدگان
آدمى، سازگار كرده است. طبيعت سالم و آدمى نيز بىهيچ نفرت و انزجارى، به سوى آنها كشش دارد. به همين دليل، هرچيزى كه «طيّب» است، از لحاظ شريعت نيز حلال و رواست.
٣. چيرگى آدمى بر ديگر آفريدگان
انسان در آموزههاى اسلامى، سرشت طغيانگر و «پرومتهاى»[١] ندارد كه با آن به شيوه قهرمانان اسطورههاى يونان باستان، بر ضدّ اراده آسمان قيام كند؛ بلكه به عكس، آنچنان خاضع شده است كه «عبد» خداوند باشد و شأن و كرامت او، ناشى از خود او نيست؛ بلكه ناشى از آن است كه او خليفه خداست:
وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً.[٢] و هنگامى پروردگارت به فرشتگان گفت: من، در زمين، جانشينى خواهم نهاد.
انسانِ خليفة اللَّه، بازتاب مركز كلّى هستى بر محيط دايره هستى و پژواك مبدأ كلّى در دورههاى بعدى زمان و نسلهاى تاريخ است.[٣]
انسان به تعبير اسلامىِ آن، جانشين خداوند بر روى زمين است و براى اعمالش، در پيشگاه خداوند، مسئول شمرده مىشود و قيّم و حافظ زمين است؛ زمينى كه حقَ سلطه برآن، به وى داده شده است؛ مشروط به اينكه به خودش به عنوان آن شخصيت زمينى محورى كه به «صورت خداوند» آفريده شده- يعنى يك موجود خداگونه كه در اين عالم زندگى مىكند؛ ولى براى جاودانگى آفريده شده است- وفادار بماند.
انسانِ خليفة اللَّه، از نقش خويش به عنوان واسطه ميان آسمان و زمين، و نيز به كمال خويش به عنوان كمالى كه در ماوراى قلمرو زمينى قرار گرفته، آگاه است؛
[١] - منسوب به« پرومته» و اشاره به اسطوره پرومته دارد كه بر طبق آن، پرومته بر خدا شوريد و بر خلافخواست خدايان، آتش را از آسمانها ربود. اين وصف، ناظر به عصيان انسان در برابر عالم بالا است؛ يعنى انسان را مخلوق زمينىِ عاصى تجسم مىكند كه بر عالم بالا شوريده و كوشيده است از نقش الوهيت، به نفع خويش سوء استفاده كند. ر. ك: معرفت و معنويت، سيّد حسين نصر، ترجمه انشااله رحمتى، ص ٣٢٦)
[٢] - بقره، آيه ٣٠
[٣] - معرفت و معنويت، ص ٣٢٦