اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٦٣ - ما گدايان خيل سلطانيم
ما گدايان خيل سلطانيم
وَ الْحَمْدُ للَّهِ الذَّى اغْلَقَ عَنَّا بابَ الْحاجَةِ الّا الَيْهِ[١] فَكَيْفَ نُطِيقُ حَمْدَهُ اّمْ مَتى نُؤَدّى شُكْرَهُ![٢] لا، مَتى؟ و سپاس و ستايش خدايى را كه دَرِ نياز و حاجتخواهى را جز به سوى خود، نگشود. پس [با اين همه لطف و مهر] چگونه توانايى سپاس و ستايش او را داريم؟ يا آنكه، كى و كجا حقّ شكرش را به جاى آريم؟ نه، هرگز! كجا؟!.
الْغَلَق: مصدر «غَلَق»، كُلون درِ چوبى كه بدان در را بندند، كليدان، درِ بزرگ، دروازه.
الْغُلُق: در بسته و قُفْل شده.
غَلَّقَ تغليقاً الابوابَ: درها را سخت و محكم بست، قفل كرد. «وَغَلَّقَتِ الْابْوابَ.[٣] [زنى كه يوسف در خانه او بود] درها را بست».
اغْلَقَ اغْلاقاً البابَ: در را بست.
طاقَتْ: توانايى بر چيزى.
اطاقَ اطاقَةً (ط و ق) الَّشىءَ اوْ عَلَيهِ اوْ لَهُ: توانست آن چيز را (كار را) انجام دهد، بر آن طاقت آورد.
[١] - وَ اغْلَقَ عَنَّابابَ الْحاجَةِ الّا الَيْهِ
[٢] - اوْ مَتى نُوذَى شُكْرَهُ لامَتى
[٣] - يوسف، آيه ٢٣