اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٥٢ - معاد عرصه ظهور پاداش و كيفر
بخشايش را بر خود نوشته است:
كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ.[١] بر خود مهربانى نوشته است.
و در جاى ديگر فرمود:
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنكُمْ مِن أَحَدٍ أَبَداً.[٢] و اگر بخشايش و فضل خدا بر شما نبود، هيچ كس از شما هرگز پاك نمىشد [و روى رستگارى را نمىديد].
لَا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ.[٣] او را از آنچه مىكند، نپرسند، و آنان را بپرسند. امام سجاد (ع)، اين بخش از نيايش خود را با اقتباس از قرآن كريم به پايان برده است تا از يك سو، حكمت الهى را در پاداشِ نيكوكاران و كيفر بدكاران، و از سوى ديگر، عدالت الهى را در برخورد با بندگانِ خود، به ياد آورد؛ چرا كه به مقتضاى حكمتش، كار بيهوده و عبث انجام نمىدهد و علاوه بر اينكه آفريدگانش را هدفدار آفريده و ميلِ وصول به آن هدف را در درونِ هر ذرّهاى از ذرّات جهانيان قرار داده است، خود، آنها را به سوى هدفهايى كه در پيش دارند، هدايت مىكند و مىرساند:
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى.[٤] پروردگار ما، آن [خداى] است كه به هر چيزى، آفرينش (وجود خاص) آن را داد و سپس راه نمود.
و به گفته مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى: اذْ مُقْتَضَى الْحِكمَةِ وَ الْعِنايَة/ ايصالُ كُلِّ مُمِكْنٍ لِغايَة ... زيرا كه مقتضاى حكمت و عنايت آفريدگار، اين است كه هر ممكنالوجودى به غايت و كمال خود رسانده شود.[٥]
بنا بر اين، به مقتضاى عدالت و دادگرى خداوند در داورىِ روز قيامت، در برخورد با بندگان نيكوكار و بدكار، راهِ هرگونه پرس و جو از چرايى كارهاى او، به روى انسانها بسته است؛ زيرا ذات مقدّس حق، منزّه و مبرّاى از هر كار زشت و ناپسند و ظالمانه است.
[١] - انعام، آيه ١٢
[٢] - نور، آيه ٢١
[٣] - انبياء، آيه ٢٣
[٤] - طه، آيه ٥٠
[٥] - شرح منظومه حكمت، ج ١، ص ٤١٩