اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٠٢ - روشهاى خداشناسى
استيلاى ظهور خداوند است كه رو به سوى خلق دارد و پديدآرنده جهتهاست. از اين رو، آفريدگان، به هر سو كه روى آرند، سوى خداست و به هر سو كه بنگرند، جز او را نبينند.
|
به صحرا بنگرم، صحرات بينم |
به دريا بنگرم، دريات بينم |
|
|
به هر جا بنگرم؛ كوه و در و دشت |
نشان از قامت رعنات بينم. |
|
(بابا طاهر)
با عنايت به همين استيلاى ظهور است كه برخى از دانشمندان، با تمسك به قرآن كريم، كه فرمود: «أَفِى اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّموتِ وَالْأَرْضِ.[١] آيا درباره خدا، پديدآرنده آسمانها و زمين، شكى هست؟!» شك در اصل وجود خدا را به كلى بىمورد، و هستى خدا را براى كسانى كه در آفرينش آسمانها و زمين بنگرند، چنان بديهى مىشمرند كه به استدلالهاى پيچ در پيچِ عقلى، نياز ندارند.
ن دانشمندان مىگويند: انسان، در اصلِ فطرتِ خود، حس مىكند كه به خود واگذار نيست و به مبديى وابسته است كه آن مبدأ، او را نگهدارى مىكند و به او كمك مىرساند و مراقب انديشهها و رفتارهاى اوست. همان مبديى كه بر سراسر جهان، حكم مىراند و همه موجودات، به او بر پايند.
آدمى، خود را جزوى از جهان و پيوسته به آن مىبيند؛ زيرا بدن او از عناصر همين جهان است. از هوا تنفس مىكند و از آب مىآشامد. از روييدنىهاى زمين مىخورد و از نور آفتاب بهره مىگيرد. علاوه بر اين، خود را با آب و هوا و زمين و آسمان، و همه موجودات را با يكديگر، در ارتباط مىبيند و احساس مىكند كه خود و همه هستى، به يك مبدأ و به يك نيرو پيوند دارند و از او پديد آمدهاند و او نگهدارنده و گرداننده همه است و همه جهان، فرمانبردار نظم و قانونى است كه او برقرار كرده است.
آدمى مىبيند، مىشنود، مىفهمد و اراده مىكند، و احساس مىنمايد كه در همه جهان، بينايى و شنوايى و فهم و ارادهاى هست كه در او اندكى پديدار گشته است؛ چرا كه گفتهاند:
«مشت، نمونه خروار، و اندك، دليل بسيار است». خود را شبنمى مىداند كه از دريا پديد آمده، و موجى كه از آن برخاسته است. هستىِ خود را به دريا مىداند و مىفهمد كه مدد،
[١] - ابراهيم، آيه ١٠