اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٦٢ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
بِكَ عَرَفْتُكَ وَ انْتَ دَلَلْتَنى عَلَيكَ و دَعَوْتَنى إلَيكَ وَ لَولا انْتَ، لَمْ ادْرِ ما انْتَ.[١] تو را به خود تو شناختم، و تو بودى كه مرا به خودت، راه نمودى و به سوى خويش، فرا خواندى و اگر تو نبودى، نمىدانستم كه تو كيستى.
روشن است كه پذيرفتن چنين راهى در شناخت خداوند، و نيز سلوك و پيمودنِ آن، كسانى را كه ذهن استدلالى دارند و مىخواهند در فهم هر حقيقتى، به روش منطقى و با چينش مقدماتِ ويژه، به نتايج برهانى دست يابند، بسيار دشوار است. به تعبير ديگر، آنان كه در فهم حقايق اين عالم، تنها تكيه گاهِشان در حوزه معرفتْ «نَحْنُ ابْناءُ الدَّليلِ»[٢] است و براى وصول به هر حقيقتى، به پاى چوبين و بىتمكين استدلال، تكيه دارند، اين راه را به سختى مىپذيرند. با اين حال، قرآن كريم و اولياى بزرگ خداوند، اين راه را دقيقترين و نزديكترين راهِ شناخت خداوند مىدانند. از اين رو، پيمودن آن را به پيروان خود و دلبردگان جمال الهى، به تأكيد، سفارش كردهاند و بر آناند كه دانشهاى تجربى- كه ريشه در عناصِر طبيعت و چهره رياضىِ اين جهانِ مادى دارند- و نيز دانشهاى حصولى- كه از مفاهيم ذهنى و عقلىِ اهل استدلال، مايه مىگيرند- توانايى حلّ اين معمّا و بركشيدنِ نقاب از چهره آموزه كامل و تمامْ عيارِ حقيقتِ خداوند تعالى را ندارند و اساساً اين راهها، معبرها و گذرگاههاى پويندگانى است كه در آغاز راه «سلوك الى اللَّه» و شناختِ آن حقيقتِ يگانه قرار دارند.
|
قَدرِ مجموعه گل، مرغ سحرداند و بس |
كه نه هر كو ورقى خواند، معانى دانست |
|
|
اى كه از دفترِ عقل، آيتِ عشق آموزى! |
ترسم اين نكته به تحقيقْ ندانى دانست. |
|
(حافظ)
آرى، راهيافتگان به آن حقيقت، و باريافتگانِ بارگاه عزّت و احتشامِ ربوبى، به تعبير حافظ، «مرغانِ سحر» اند و به تعبير قرآن كريم «مُستْغَفِرينَ بِالْاسْحار. آمرزش خواهان در سحرگاهان» هستند؛ سحر خيزان كامروا و موحدان دردمند و يكهتازان ساحت توحيد و عبادت؛ آنان كه در طلوع سپيده بامداد و نيمه آخر هر شب، به پيروى از مخاطبِ بزرگِ
[١] - مفاتيح الجنان، ص ٣١٣
[٢] - ما زادگانِ استدلال و برهانيم