اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤١٦ - مقربان
افتادگان (به ايمان و جهاد و طاعت)، آن پيش افتادگان، ايشاناند نزديكْ داشتگان.
آن گاه به تفصيل، گونهها و گروههاى سه گانه انسانى را توصيف كرده و سرنوشت نهايى آنان را به تصوير كشيده است؛ اصحاب ميمنه يا اصحاب يمين، مؤمنانىِ هستند كه بانىِ خير و نيكى و بركتاند و با ايمان و عمل شايسته خود، به راهى كه «سابقين» پيش روشان ترسيم كردهاند، مىروند و طرحهاى خير و سعادت، آنان را بالا مىبرد.
اصحاب مَشئمه، تباهكاران سركش و ستمْ پيشهاند كه با طوفان شهوتها و خودخواهىها، قيد و بندهاى اخلاق و قانون را گسسته و به همه مظاهر انسانى تجاوز كردهاند و بازتابِشِ انديشهها و رفتارهاشان در اين جهان، فرو افتادن در كامِ بادى سوزان و آتشين و فرو رفتن در آبى جوشان است و بودن در سايهاى از دود سخت سياه، نه سرد- زيرا از دود دوزخ است- و نه خوش؛ زيرا كه اينان، پيش از اين، در دنيا سرمست از كامرانى و شادخوارى بودند و بر گناهِ بزرگِ شرك و پيمان شكنى، پاى مىفشردند، و با سوگند، برانگيخته شدنِ مردگان را در رستاخيز، انكار مىكردند و مىگفتند: «آيا چون بميريم و خاك و استخوان شويم، باز زنده و برانگيخته مىشويم؟! و آيا پدران پيشين ما نيز زنده و برانگيخته مىشوند؟!».[١]
امّا مقرّبان، پيشروان و پيشاهنگانى هستند كه با فروغ عقلِ باليده در دامن ايمانِ ناب و عمل صالح و توفيق و هدايت ويژه خداوند، در راه كمال و قرب پيش مىروند:
وَكَذلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلكِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ.[٢] همچنين از فرمان خويش، روحى (قرآن) را به تو وحى كرديم. تو نمىدانستى كه ايمان و كتاب چيست، و ليكن ما، آن را نورى ساختيم كه بدان، هر كه از بندگان خويش را كه بخواهيم، راه نماييم؟ و هر آينه، تو به راهى راست، راه مىنمايى.
[١] - برگرفته از آيه ٤٣- ٤٨ سوره واقعه
[٢] - شورا، آيه ٥٢