اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٤١ - معاد عرصه ظهور پاداش و كيفر
معاد عرصه ظهور پاداش و كيفر
قَبَضَهُ الى ما نَدَبَهُ الَيْهِ مِنْ مَوفُورِ ثَوابِهِ، اوْ مَحْذُورِ عِقابِهِ[١]. لِيَجْزِىَ الَّذينَ اساؤُا بِما عَمِلُوا وَ يَجْزِىَ الَّذينَ احْسَنُوا بالْحُسنى عَدْلًا مِنْهُ، تَقَدَّسَتْ اسْماؤُهُ، وَ تَظاهَرَتْ آلاؤُهُ[٢]، لايُسْئَلْ عَمَّا يَفْعُلُ وَ هُمْ يُسئَلُونَ. در اين هنگام، پروردگارش او را براى دريافت پاداش سرشارِ خود، فرا خوانَد؛ يا به كيفرِ فراگير و ترسناكش بسپارد، تا به [آيين و رسم عدالت]، كسانى را كه بد كردهاند، به سزاى آنچه انجام دادهاند، كيفر دهد، و آنان را كه نيكى كردهاند، به نيكى پاداش دهد.
منزّه است نامهاى او و پىدرپى و ناگسستى است نعمتهايش. در آنچه كه انجام مىدهد، چون و چرا راه ندارد؛ ولى ديگران در كارهايشان پرسش مىشوند.
قبض: قَبَضَهُ اللَّه، از باب «ضَرَبَ» به معناى ميراندن. امام (ع)، از ميراندن (اماتَهِ) به «قبض» تعبير كرده؛ چرا كه به معناى گرفتن، و محكم نگاه داشتن، برچيدن و در هم پيچيدن است، همچنان كه مقابل آن (إحْيا) به «مدّ» تعبير شده؛ زيرا كه به معناى كشيدن، گستردن و گسترش دادن است تا سرآمدى معيّن و پايانى معلوم.
[١] -« مِنْ مَحْبُوبِ ثَوابٍ اوْ مَحْذورٍ عِقابٍ»
[٢] - وَ تظاهَرَتْ نَعْماؤُهُ