اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٤٧ - ٢ روان ساختن روزىهاى پاكيزه بر آدميان
پس از دميدن روح خود در آدمى، انسان به عنوان انسان، از نسل ميمون به صورت فعلىاش تعالى نيافته است؛ بلكه از عالم روح «تنازل» يافته است. روح ما از آنِ خداوند است و به او نيز باز مىگردد: «إِنَّا للَّهِ وإِنّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ».[١]
|
ما زِ بالاييم و بالا مىرويم |
ما زِ درياييم و دريا مىرويم |
|
|
ما از آنجا و از اينجا نيستيم |
ما ز بيجاييم و بيجا مىرويم |
|
|
خواندهاى انّااليْهِ راجِعُونَ |
تا بدانى كه كجاها مىرويم.[٢] |
|
از پسِ آنكه ما را آفريد و از روح خود در ما دميد، به برآوردن نيازهاى ما پرداخت؛ تا آرزوها و خواستههاى ما را- كه هر يك، رشته و شاخهاى از فكر و روح ما را به خود مشغول مىدارد، و خاطرمان را پريشان مىسازد برآورَد. از اين رو، روزىهاى پاك و پاكيزه را به سوى ما روان ساخت: «وَ اجرى عَلَيْنا طيبات الرّزق».
وَأَنْزَلَ مِنَ الْسَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَكُمْ.[٣] از آسمان، آبى فرو آورد. پس بدان [آب] از ميوهها روزى براى شما بيرون آورد.
روزىِ پاكيزه
اگر چه معناى «رزق»، روشن است و هر موجودى به درك فطرى خود، با آن آشناست؛ ولى در اينجا به نكتههايى چند، درباره «رزق» و «رزق طيّب» به اجمال اشاره مىكنيم:
١. از موارد كاربرد واژه رزق، بر مىآيد كه در معناى آن، نوعى بخشش و عطا نهفته است. مانند آنكه مىگويند: پادشاه به لشكريانش «رزق» مىدهد، و مقصود از آن، مواد غذايى و خوراك آن است. در قرآن كريم آمده است كه:
وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ.[٤] و خوراك و پوشاك آنان (فرزندان) به وجه شايسته و پسنديده، بر آن كس است كه فرزند
[١] - بقره، آيه ١٥٦
[٢] - كليات شمس، ص ١٦٧٤.
[٣] - بقره، آيه ٢٢
[٤] - بقره، آيه ٢٣٣