اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٤٦ - ٢ روان ساختن روزىهاى پاكيزه بر آدميان
ثُمَّ جَمَعَ سُبْحانَهُ مِنْ حَزْنِ الْارْضِ وَ سَهْلِها، وَ عَذْبِها وَ سَبْخِها، تُرْبَةً سَنَّها بِالْماء حَتَّى خَلَصَتْ، وَ لاطَها بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزُبَتْ، فَجَبَلَ مِنْها صُورَةً ذاتَ احْناءٍ وَ وُصْولٍ، وَ اعْضاءٍ وَ فُصُولٍ. اجْمَدَها حَتَّى اسْتَمْسَكَتْ، وَ اصْلَدَها حَتَّى صَلْصَلَتْ، لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ، وَ اجَلٍ مَعْلُوم. ثُمَّ نَفَخَ فِيها مَنْ روُحِهِ فَمَثُلَتْ انْساناً ذا اذْهانٍ يُجِيلُها، وَ فِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِها، وَ جَوارِحَ يَخْتَدِمُها، وَ ادواتٍ يُقَلِّبُها، وَ مَعْرِفَةٍ يَفْرُقُ بِها بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْباطِل وَ الْاذواقِ وَ الْمَشَّامّ وَ الالْوانِ وَ الْاجناسِ، مَعْجُوناً بِطينَةِ الْالوانِ الْمُختلِفَةِ، وَ الْاشباهِ الْمُؤتَلِفةِ، وَ الْاضدادِ المُتَعادِيَةِ، وَ الْاخْلاطِ الْمُتَبايِنَةِ، مِنَ الْحَّرِ وَ الْبَرْدِ، وَ الْبِلَّةِ وَ الْجُموُدِ. وَ المساءَةِ وَ السُّرُورِ.[١] آن گاه [پس از آفرينش آسمان و زمين و پردازدش آنها] خداى سبحان از شنزار زمين (از زمينِ گونه گون طبيعت)، خاكى از زمين نرم و ناهموار و از شيرين و شور آن، فراهم كرد و آن را با آب بياميخت تا خالص گرديد و چسبناك شد و از آن، صورتى پديد آورد (چهرهاى نگاشت) به اعضاى جدا از هم و اندامهاى به هم پيوسته.
و آن را بخشكانيد تا خود را بگيرد و آن را سخت ساخت تا در زمانى معين و هنگامى لازم، سفال مانند شد و [چون سفالى گرديد] كه اگر بادى بدان مىوزيد، بانگش به گوش مىرسيد. آن گاه از روح خود در او دميد تا به صورت آدمى در آمد؛ با ذهنى روشن و فكرى كه قدرت تصرّف دارد و اعضايى كه در خدمت وى بود و ابزارهايى كه براى او كاربرد داشت و شناختى كه مايه تفكيك حق از باطل و مزهها و بوىها و رنگها و ديگر چيزها را از هم باز مىشناخت؛ با طبيعتهاى متضاد، با همه گوناگونى در رنگها و تركيبهاى متشابه و متفاوت و سركش و آميزههاى مختلف آنها، از حرارت گرفته تا سردى و رطوبت و جمود و شادى و ناشادى».
[١] - نهج البلاغة، خطبه ١