اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٦ - مفهوم دعا
خداست و سپس، چون گزندى به شما رسد، به پيشگاه او ناله و زارى مىكنيد؛ و چون آن گزند را از شما برداشت، آن گاه، گروهى از شما براى پروردگارشان انباز آرند.
فَاذا رَكِبُوا فىِ الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَّما نَجَّاهُمْ الَى الْبَرِّ اذا هُمْ يُشْرِكُونَ.[١] پس هر گاه در كشتى نشينند، خداى را خوانند و دين را ناب او كنند. ليكن، چون به سوى خشكى رهانَدِشان، ناگاه خود انباز آرند.
جالب اينكه در چنين هنگامى نيازى نيست كه نيايش و حاجتخواهى را به آفريدهاى بياموزند؛ چرا كه احساس نياز و بيچارگى و درماندگى، خود، بهتر از هر آموزگارى رسم و آيين نيايش و تضرّع و زارى به درگاه خدا را به وى مىآموزد، و جالبتر اينكه در چنين حالتى، دعا و نيايش، بهترين و خالصانهترين است و اجابتش نيز غالباً قطعى و حتمى است و اين، همان حالتِ «انقطاع إلى اللَّه»، يعنى «وارستگى از غير و پيوستگى به آستانِ او» است كه اميرمؤمنان و مولاى عارفان و صاحبدلان در نجواى خويش با خدا، همواره كمالِ آن را طلب مىكرد:
الهِى هَبْ لى كَمالَ الْانقِطاعِ الَيْكَ.[٢] معبودِ من! وارستنِ از غير و پيوستن كامل به آستانت را به من موهبت فرما.
اين حالت، آن گاه است كه به گفته جلال الدين محمد بلخى، مولاناى روم، «سركنگبين، صفرا فزوده» و «روغنِ بادام، خشكى مىنمايد» و «از هليله، قبض مىآيد» و «اطلاق مىرود» و در اين ميان، «آب» نيز «آتش را مدد مىرساند» و همه درهاىِ گشايش، به روى آدمى بسته مىگردد، «غَلَّقَتِ الأبوابَ» مىشود و مُدّعيانِ گره گشايى نيز، كه هر يكى خود را «مسيحِ عالم» مىداند، عجز و ناتوانىشان از گشودنِ گرههاى فروبسته آدمى آشكار مىگردد:
[١] - عنكبوت، آيه ٦٥
[٢] - مفاتيح الجنان، مناجات جليلِ شعبانيه.