اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٩٣ - انسان اسلام
آفرينش چنين موجودى براى آن است كه به لحاظ مرتبه وجودىاش رحمت الهى را دريافت كند، و استعداد و قابليت يا شكوفايى در آن مطرح نيست؛ چرا كه همه هستى او «فعليّت» است.
امّا اگر موجودى مانند موجودات جسمانى يا مجرّد متعلّق و وابسته به مادّه (مانند نفوس وابسته به بدن) مادّى محض بود، در هستى هدفى جز اصل هستى دارد؛ يعنى هدفى كه در آفرينش برايش منظور شده است، علاوه بر اصلِ بودن، رسيدن به كمالى است كه در گذرگاه زندگى و در پايان سلوكش بدان دست مىيابد.
درباره اين گونه آفريدهها مىتوان گفت: خداوند، آنها را در ظرف تغيير و دگرگونى و زمان و مكان آفريده است تا هر يك به كمال شايسته منظور شده خود دست يابند، و استعداد دريافت فيض بيشترى را دريافت كنند.
جهانى كه ما مىشناسيم و با آ ن سر و كار داريم، به تعبير قرآن كريم: «آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميانهشان است (السَّمواتُ وَ الْارْضُ وَ ما بَيْنَهُما)، اگر چه دانش آدمى را از زير و بالاى آن، آگاه نكرده و بشر نتوانسته است با نردبان دانشى كه دارد، بر بام هستى بر آيد و از آغاز و انجام و كنه و نهانش آگاهى قطعى و يقينى به دست آورد، جهانى مادّى و جسمانى است كه به تدريج، آفريده شده و در ظرف زمان و مكان است و از ويژگىهاى آن، تغيّر و دگرگونى و تكامل است.
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّموتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ.[١] و اوست آن [خداى] كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوره)[٢] بيافريد و عرش (اورنگ)[٣] او بر آب بود.
اگر پرسيده شود كه هدف از آفرينش چنين آفريدههايى، علاوه بر دريافت هستى و
[١] - هود، آيه ٧
[٢] - مراد از روز، مطلق وقت است؛ خواه كوتاه يا بسيار دراز
[٣] - معناى عرش، تخت، قدرت و فرمانروايى است، و گفتهاند كه عرش خداوند، همه جهان هستى است؛ زيرا قدرت و فرمانروايى او همه جهان را فراگرفته است. امّا اينكه تخت قدرت او بر آب نهاده است، به يقين نمىتوان چيزى گفت. احتمال دادهاند كه چون آب، مايه و سرچشمه زندگى است، عرش خداوند بر آن نهاده شده است. نيز گفتهاند: در آغاز آفرينش، جهان هستى به صورت توده آبگونه يا گازهاى فشرده بوده و سپس، منظومهها و ستارگان و ... از آن پديد آمده است.( در اين باره، ر. ك: الميزان، ج ١٠، ص ١٤٤)