اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٩٥ - انسان اسلام
بىتزلزل و لرزشاند؛ و گروهى، تسبيحگويانى خستگى ناپذيرند كه نه به چشمانشان پرده خواب فرو مىافتد، و نه انديشههاشان به خطا مىرود، نه خستگى به دژ تنهايشان راه مىيابد، و نه آگاهىشان به فراموشى مبدّل مىشود.
امام (ع) پس از بحث آفرينش موجودات مجرّد، به آفرينش موجودات مادّى مىپردازد، كه ويژگىهاى خود را دارند، يعنى در تغيير و دگرگونى و تزاحم و تكامل تدريجىاند. و اگر خداى تعالى اين گونه آفريدهها را نمىآفريد و از نعمت زندگى و كمالات لازم برخوردار نمىكرد، «فياضيّت مطلقه» او تعطيل مىشد و روشن است كه تعطيلى فيض، با جود و سخاى او ناسازگار است؛ در حالى كه او همواره مىآفريند و فيض مىدهد.
يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمواتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ.[١] هر كه در آسمانها و زمين است، مدام از او حاجت مىخواهد. هر روز، وى دركارى است.
موجودات مادّى در اثر همين فيضيابى، همواره، استعداد تغيير، تبديل و تكامل تدريجى را دارند، همچنان كه خاك به گياه و نطفه به دميده شدن روح انسانى در آدمى، تحوّل مىيابند، و زمينه دريافت فيضهاى جديد برايشان فراهم مىشود. مولانا، در مقام مناجات، چه زيبا سروده است:
|
اى مبدّل كرده خاكى را به زر |
خاك ديگر را بكرده بوالبشر |
|
|
كار تو تبديلِ اعيان و عطا |
كار من سهوست و نسيان و خطا |
|
|
سهو و نسيان را مبدّل كن به علم |
من همه خِلْمم، مرا كن صبر و حلم |
|
|
اى كه خاكِ شوره را تو نان كُنى |
وى كه نان مُرده را تو جان كنى |
|
|
اى كه جان خيره را رهبر كنى |
وى كه بىره را تو پيغمبر كنى |
|
|
مىكنى جزو زمين را آسمان |
مىفزايى در زمين از اختران.[٢] |
|
از جمله موجودات مادّى كه از هستى و كمالات آن به تدريج برخوردار مىشود،
[١] - الرحمن، آيه ٢٩
[٢] - مثنوى، دفتر پنجم، بيت ٧٨٠- ٧٨٥.