اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٧١ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
مُوسَى إِن تَكْفُرُوا أَنتُمْ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ.[١] و هنگامى كه پروردگارتان، به شما آگاهى داد كه اگر سپاس گزاريد، همانا شما را [نعمت] بيفزاييم، و اگر ناسپاسى كنيد، هر آينه عذاب من، سخت است. و موسى گفت: اگر شما و هر كه در زمين است، همگى كافر شويد، همانا خداوند، بىنياز و ستوده است.
|
«اذْكُروا اللَّه» شاه ما دستور داد |
اندرآتش، ديدِ ما را نور داد |
|
|
گفت: اگر چه پاكم از ذكرِ شما |
نيست لايق، مر مرا تصويرها |
|
|
ليك، هرگز مستِ تصوير و خيال |
در نيابد ذاتِ ما را، بىمثال |
|
|
ذكر جسمانه، خيال ناقص است |
وصف شاهانه، از آنها خالص است |
|
|
شاه را گويد كسى: جولاه نيست؟ |
اين چه مدحست؟ اين مگر آگاه نيست؟![٢] |
|
|
من برى از پاك و ناپاكىْ همه |
از گرانجانى و چالاكىْ همه |
|
|
من نكردم امرْ تا سودى كنم |
بلكه تا بر بندگان، جودى كنم.[٣] |
|
|
گفت پيغمبر كه حق فرموده است: |
«قصد من از خلق، احسان بوده است |
|
|
آفريدم تا زِ من سودى كنند |
تا زِ شهدم، دستْ آلودى كنند |
|
|
نه براى آنك تا سودى كنم |
وز برهنه، من قبايى بر كَنم».[٤] |
|
دوم: اگر خداوند، بندگانش را از معرفت سپاس و ستايش خود، بازمىداشت و توفيق برخوردارى از اين نعمت بزرگ، بلكه بزرگترين نعمت، را از آنان مىستانْد، در قلمرو نعمتهاى او وارد مىشدند؛ بىرعايتِ ادبِ عبوديّت و حقگزارى. و اين، خود، بزرگترين و خطرْ خيزترين سقوط گاهى است كه آدميان را از منزلت انسانىشان دور مىدارد. پس در نهايت، به عذاب ناسپاسى، گرفتار مىشدند: «وَ لَئِن كَفَرْتُمْ، انَّ عذابى لَشدِيدٌ». از اين رو، فرمود:
اگر معرفت ثنا و ستايش و آيين سپاسگزارىاش را از بندگانش دريغ كرده بود ... و اگر
[١] - ابراهيم، آيه ٧- ٨
[٢] - مثنوى، دفتر دوم، بيت ١٧١٥- ١٧١٩.
[٣] - همان، بيت ١٧٥٥- ١٧٥٦
[٤] - همان، بيت ٢٦٣٥- ٢٦٣٧