اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٧ - نقش عملى ستايش و سپاس
احْصاها دَخَلَ الْجَنَّةَ.[١] خداى- عزّ وجلّ- را نود و نه اسم است هر كه آنها را شمارش كند، داخل بهشت گردد.
شيخ صدوق، درباره اين روايت گويد: احصاى آنها، احاطه بر آنها و آگاهى از معانى آنهاست و معناى «احصاء»، شمارش آنها نيست.[٢]
سيّد فضل اللَّه راوندى در شرح شهاب الأخبار مىگويد: «احصاء»، به معناى طاقت آوردن و توانستن است، چنانكه پيامبر خدا فرمود: «استقامت كنيد و هرگز نتوانيد». و خداى متعال فرموده است: «عَلِمَ انْ لَنْ تُحْصُوهُ».[٣] خدا دانست كه هرگز آن را احصا نمىكنيد»؛ يعنى، هرگز طاقت آن نداريد. و در حديث آمده است كه: خدا را نود و نه اسم است، هر كه آن را احصا كند، داخل بهشت مىگردد»؛[٤] يعنى هر كه بتواند بر آنها دست يابد، به اندازهاى كه بتواند، داخل بهشت مىشود.
يكى از اهل معرفت مىگويد: احصاى آنها، آن است كه اين اسامى را با تحصيل معانى آنها در خودش به قدر امكان، اسامىِ خود سازد، و اين، مانند فرمايش پيامبر خداست كه فرمود: «تَخَلَّقُوا بِاخْلاقِ اللَّهِ، خود را به اخلاق خدا بياراييد»، و گرنه اگر كسى هزار هزار اسم از اسماى بزرگ را به مجرّد لقلقه زبان بر شمُرد؛ بى آنكه معانىاى كه اين اسامى بر آنها دلالت دارند، در طبع و سرشت او منعكس شود و در نفسش نقش بندد، به حيوانى مانَد كه بر او بانگ مىزنند و او جز ارتعاش صدا چيزى نمىشنود. مقصود اين است كه از اين صفات، امورى براى بنده ثابت گردد كه وى، فىالجمله، با آنها مناسبت پيدا كند و در اسم با آنها مشاركت داشته باشد، هر چند به صورت كامل شبيه و نظير آنها نشود.[٥]
امام محمّد غزالى نيز مىگويد: بدان، كسى كه از معانى اسماى خداى تعالى بهره ندارد، جز اينكه لفظ آن را بشنود و تفسير و وضع آن را در لغت، بفهمد و با قلب خود، وجود و معناى آن را براى خداى تعالى گواهى دهد. چنين كسى از بهرهاى اندك و درجهاى نازل
[١] - التوحيد، ص ١٩٥
[٢] - همان
[٣] - شهاب الأخبار فى الحكم و الآداب، به نقل از علم اليقين فى أصول الدين، ج ١، ص ١٥٢
[٤] - مُزمّل، آيه، ٢٠
[٥] - علم اليقين فى اصول الدين، ج ١، ص ١٥٣