اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١١٩ - پرسشهايى چند درباره دعا
وَاذا سَئَلَكَ عِبادى عَنّى فَانّى قَرِيبٌ اجِيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لى وَلْيُوءمِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ.[١] و چون بندگانم درباره من از تو پرسند، همانا من نزديكم؛ خواندنِ خواننده را، آن گاه كه مرا بخواند، پاسخ مىدهم.
پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، باشد كه ره يابند.
٢. آيا دعا با قضا و قدر، ناسازگار است؟
يهوديان مىگفتند: حاجتى را كه آدمى به وسيله «دعا» از خداوند مىطلبد، يا اينكه از پيش تقدير شده و از قلمِ قضاى خداوند گذشته و حكم قطعى برآورده شدنِ آن، صادر گرديده يا نه؟ در صورت نخست، به طور حتم، آن حاجت روا خواهد شد، و در صورت دوم، محال و ممتنع خواهد بود. بنا بر اين، در هر دو صورت، دعا، كارى لغو و بىفايده خواهد بود.
قرآن كريم، شبهه يهوديان را چنين به تصوير كشيده است:
وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُاللَّهِ مَغْلُولَةٌ.[٢] و يهود گفتند: دست خدا بسته است.
در تفسير القمى آمده است كه يهوديان مىگفتند: خداى تعالى، عالم را آفريد و آفرينش آن را به طور خودكار، قرار داده و ديگر نيازى به مدبّر ندارد. در حقيقت، جهان را چون ماشينى خودكار و منظم دانستند و خداوند را نيز سازنده دست از كار كشيدهاى كه پس از ساختن و پرداختنِ اين جهان، آن را به حال خود، وا نهاده و هيچ گونه تصرّفى و تدبيرى نسبت به آن ندارد. امام صادق (ع) در تفسير اين آيه قرآن: «وَقالَتِ الْيَهُودُ يَدُاللَّهِ مَغْلُولَةٌ»، فرمود:
كانُوا يَقُولُونَ قَدْ فَرَغَ مِنَ الْامرِ.[٣] باورِ آنان (يهوديان) اين بود كه مىگفتند:
خداوند از كارهاى خدايى وتدبير اين جهان، فارغ گشته است.
اطلاق جمله «يَدُاللَّهِ مَغْلُولَةٌ» بدين معناست كه خداوند، هيچ دخل و تصرّفى در جهان هستى ندارد و نسبت به امور عالم، دستش بسته و مسلوبُالاختيار است. از اينرو، خداوند در تخطئه پندار نادرست آنان فرمود:
[١] - بقره، آيه ١٨٦
[٢] - مائده، آيه ٦٤
[٣] - الميزان، ج ٦، ص ٤٠