اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤١ - مفهوم دعا
كامِ جان موسى از حلاوتِ و شيرينى انس و زدودن مهابتِ تلقّى و دريافت الواح از او، آغاز به سخن كرد:
وَ ما تِلْكَ بِيَمينِكَ يا مُوسى، قالَ هِىَ عَصاىَ اتَوَكَؤُا عَلَيْها وَ اهُشُّ بِها عَلى غَنَمى وَلِىَ فيها مَأرِبُ اخْرى.[١] آن چيست كه به دست راست دارى، اى موسى؟ گفت: اين چوبدستى من است. بر آن تكيه مىكنم و با آن براى گوسپندانم برگ از درخت مىريزم و مرا در آن، نيازهاى ديگرى است.
از آنجا كه مقام، مقام مناجات و راز و نياز و گفتگو با محبوب است، اقتضاى طول دادن و به درازا كشاندن سخن را دارد؛ چرا كه سخن گفتن با معشوقِ محبوب، لذّتبخش است. از اين رو، موسى (ع) در آغاز نام چوبدستى را به زبان آورد، آن گاه منافع و موارد كاربردىاش را يكى پس از ديگرى بر شمرد. آرى، موسى (ع) مىتوانست بگويد كه: «عصاى من است» يا «تو خود مىدانى كه چيست» و از سوى ديگر، خداوند نيز مىدانست و پرسيد، و اين نشان آن است كه دوست دارد بندگان با او سخن گويند و رازِ خويش بدو بسپارند و سفره دل را در محضر او بگشايند و بىپرده، نياز خويش را در ميان بگذارند. امام صادق (ع) فرمود:
انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى ... يَعْلَمُ مايُرِيدُ الْعَبْدُ اذا دَعاهُ، وَ لَكنَّهُ يُحِبُّ انْ تَبُّثَ الَيْهِ الحوائجُ فَاذا دعَوَتَ فَسِّمِ حاجَتَكَ.[٢] خداوند-/ تبارك و تعالى-/ آنچه را بنده به هنگام نيايش و خواندن او مىخواهد، مىداند؛ وليكن دوست دارد كه نيازها در پيشگاه او آشكار شود. بنا بر اين، هر گاه خدا را خوانى، [با اينكه مىداند] نيازت را بازگو.
|
ليك گفتى گر چه مىدانم سِرت |
زود هم پيدا كُنش بر ظاهرت.[٣] |
|
و اگر لذّت اين گفتگو را بر كام او نچشانده بود، از او نمىخواست. و اين طولانى كردن سخن با خداوند، لُبّ و جان دين است كه فرمود:
[١] - طه، آيه ١٧- ١٨
[٢] - مواهب الرحمن فى تفسير القرآن، ج ٣، ص ٥٩
[٣] - مثنوى، دفتر يكم، بيت ٦٠.