اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٥ - ديباچهاى بر دعا
است و اساساً پيش از آفرينش، كسى نيست كه نيازمندِ ديگرى باشد يا نباشد. به تعبير صدر المتألّهين شيرازى: الوجوداتُ الإمكانيَّة هويّاتهُا عينُ التعلّقاتِ و الإرتباطاتِ بِالوجودِ الواجبى.[١] ممكنات، هستىشان همان وابستگىها و ارتباط با واجب الوجود است.
هُوَ الْاوَّلُ وَ الْآخِرْ وَ الْظَّاهِرُ وَ الْباطِن وَ هُوَ بِكُلِّ شَىءٍ عَليمٌ.[٢] اوست اوّل و آخِر (پيش از هر چيز و پس از هر چيز است و پيدا [به هستى] و نهان، و او به همه چيز داناست.
|
ما كه باشيم، اى تو ما را جانِ جان |
تا كه ما باشيم با تو در ميان؟ |
|
|
ما عدمهاييم و هستىهاى ما |
تو، وجودِ مطلقى، فانى نما |
|
|
بادِ ما و بودِ ما از دادِ توست |
هستىِ ما جمله از ايجاد توست |
|
|
لذّتِ هستى نمودى نيست را |
عاشقِ خود كرده بودى نيست را.[٣] |
|
سراسر هستى را يك موجود پُر كرده است و آن، خداوند است و ديگران در قياس با او هيچِ هيچاند. همه از اوست و اگر نيك بنگرى، همه اوست و به دليلِ چنين پيوند وثيق و عميق است كه هيچ موجودى، از جمله انسان، نمىتواند در برابر خداوند، كوسِ استقلال و استغنا بنوازد.
يا ايُّها النَّاسُ انْتُمُ الْفُقَرآءُ الَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِّىُ الْحَميدُ.[٤] اى مردم! شماييد نيازمندان به خدا، و خداست، بىنياز و ستوده.
اگر چه در اين آيه، مخاطب مردماناند؛ زيرا كه قرآن، كتاب انسانهاست؛ ليكن اين سخن خداوند، در حقيقت، «نقد حالِ» همه آفريدههاست كه هستىشان همان فقر و نادارى و نيازمندى است و هر لحظه از خدا مىطلبند و خداوند نيز در هر لحظه، شأنى از شأنها را داراست و در كارِ پاسخ به اين طلبهاست. «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فىِ شأنٍ»؛[٥] طلبهاى پىدرپى و تازه از خلق و پاسخهاى تازه و نوبه نو از خالق. على (ع) مىفرمايد:
[١] - أسفار الأربعة، ج ١، ص ١٣٠
[٢] - حديد، آيه ٣
[٣] - مثنوى، دفتر دوم، بيت ٦٠١-/ ٦٠٤.
[٤] - فاطر، آيه ١٥
[٥] - الرحمن، آيه، ٢٩