اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٩٠ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
آنها سخن به ميان آمده، در پاسخ شخصى كه از او خواست تا خدا را، چنان وصف كند كه گويى او را آشكارا مىبيند، چنين فرمود:
فَانْظُرْ ايُّها الّسائِلُ! فَما دَلَّكَ الْقُرآنُ عَلَيهِ مِنْ صِفَتِهِ فَائْتَمَّ بِهِ. وَ اسْتَضِىءِ بِنُورِ هِدايَتِهِ، وَ ما كَلَّفَكَ الشّيطَانُ عِلْمَهُ مِمَّا لَيْسَ فىِ الْكِتابِ عَلَيْكَ فَرْضُهُ وَ لا فى سُنَّةِ النّبىّ ٦ وَ ائِمَّةِ الْهُدى اثَرُهُ؛ فَكِلْ عِلْمَهُ الَى اللَّهِ سُبْحانَهُ؛ فَانَّ مُنْتَهى حَقِّ اللَّهِ عَلَيْكَ. وَاعلَمْ انَّ الرَّاسِخينَ فِى الْعِلْم هُمُ الّذينَ اغْناهُمْ عَنِ اقْتِحامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دوُنَ الْغُيُوبِ الْاقْرارُ بِجُملَةِ ما جَهِلُوا تفسيرَهُ مِنَ الْغَيبِ الْمَحْجُوبِ، فَمَدَح اللَّهُ اعْتِرافَهُمْ بِالْعَجْز عَنْ تَناوُلِ ما لَمْ يُحيطُوا بِهِ عِلْماً، وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّق فيما لَمْ يُكَلِفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كُنهِهِ رُسُوخاً؛ فَاقْتَصِرْ عَلى ذلِكَ، وَ لاتُقدِّرْ عَظَمَةَ اللَّهِ سُبْحانَهُ عَلى قَدْرِ عَقْلِكَ فَتَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ.[١] پس اى پرسشگر! بينديش و با دقّت و تفكّر، آنچه قرآن از وصف پروردگار به تو مىنمايد، بپذير و نور هدايت قرآن را چراغِ راه خود گير؛ و از آنچه شيطان تو را به دانستن آن وا مىدارد و كتابِ خدا آن را بر تو واجب نمىشمارد و در سنّت رسول خدا و ائمه هُدا نشانى ندارد، دست بدار، و دانش آن را به خداوند سبحان وا گذار [كه دستور دين، چنين است] و نهايتِ حقّ خدا بر تو اين است، و بدان، كسانى در علم دين استوارند كه اعتراف به نادانى، بىنيازشان كرده است تا ناانديشيده، پا در ميان گذارند، و در فهمِ آنچه در پسِ پردههاى غيب نهان است، آسان انگارند. لاجرم، به نادانى خود در فهم آن معنىهاى پوشيده، اقرار آرند، و خدا، اين اعتراف آنان را به ناتوانى در رسيدن بدانچه نمىدانند، ستوده است، و ژرف ننگريستن آنان را در فهم آنچه بدان تكليف ندارند، راسخ بودن در علم فرموده است. پس بدين بس كن، و بزرگى خداى سبحان را با ميزانِ خِرد خود، مسنج، تا از تباهشدگان مباشى.
سپس در ادامه سخن مىفرمايد كه:
ذات مقدّس خداوند، چنان قدرتمندى است كه اگر همه وهمها و
[١] - نهج البلاغة، خطبه ٩١