اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٣ - ادب دعا
مشتق شده باشد.[١]
نتيجه بحث اينكه «ادب»، مفهوم وسيعى دارد كه به برخى و از جمله بعضى تركيبات آن اشاره مىشود:
١. زيركى و هوشيارى و كاردانى و نگاهداشتِ حدّ و اندازه هر چيز. زدودنِ معنوى نفس و جان با آموزش و پرورش و اصلاح و تهذيب، و مردمدارى؛
٢. مجموعه فراگرفتنىهايى كه هر صاحب صناعت يا فن بايد آنها را كسب كند (مانند ادبِ مناظره يا جدل و ادبِ سلوك يا حُسن معاشرت)؛
٣. معارف گوناگونى كه زاييده عقل بشرى است. دانش و هنر و فرهنگ؛
٤. «علم الأدب»، ادبيات. دانشى كه نزد قدما شامل: لغت و صرف، نحو، اشتقاق، معانى، بيان، بديع، عروض، قافيه، قرض الشّعر و نقد الشّعر، خط، انشا و محاضره بوده است و از نظر معاصران، ادب بر معناى خاصّ ادب و ادبيّات و تاريخ و جغرافيا و زبانشناسى و فلسفه و ادبيات عامّه و آداب بحث و مناظره اطلاق مىشود. جمع آداب.
٥. «آدابُ السلوك» طرز رفتار، آداب معاشرت؛
٦. «كلية الآداب»، دانشكده ادبيات.
جايگاه ادب در معارف دينى
بى گمان، آنچه شخصيت و منش (مجموع صفات و ويژگىهاى) آدمى را نفيس و گرانقدر ساخته و او را از رده جنبندگان، فراتر آورده، به صف آدميان، و از صف آدميان، به اوج فرشتهخويى پرواز مىدهد، آراستگى به آداب و منشهايى شايسته است. آدابى كه در رأس ويژگىهاى اخلاقى و انسانى بوده و همواره، مورد سفارش و تأكيدِ دين و آموزههاى دينى، و رازِ نفوذ در دلها و راه تسخير ارادتهاست. انسانهايى كه به اين راز و رمز دست يافته و خود را بدان آرايش دادهاند، شخصيتى محبوب و دلربا و «نافِذُ الْكَلِمة» خواهند داشت و به لحاظ هيئت زيبايى و متانت و دلپسندى كه بر گفتار و رفتارشان پرتو افكنده است،
[١] - در تفصيل معناى ادب و سير تاريخى آن به مقاله« ادب» در دايرة المعارف بزرگ اسلامى( ج ٧، ص ٢٩٦ به بعد) رجوع شود