اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٠٩ - شرايط دعا و آداب كمال آن
دعا، اين نعمت بزرگ را نبايد تباه كرد. آدميان كمتر مىدانند از خداوند چه بخواهند و به لحاظ اينكه آگاهى محدودى از نيازهاى خويش دارند، آنچه را كه مىطلبند، يا اندك و ناچيز است و يا اينكه صلاحشان در آن نيست و اساساً نمىدانند چه بخواهند و چگونه بخواهند. چشمشان بيشتر به منظرههاى حقير و چشمپُركن است و فرصتِ نگريستنهاى دلانگيز را از دست مىدهند. اينكه در حدّ فاصل آياتِ مربوط به احكام روزه (بقره، آيه ١٨٣- ١٨٧) ميانبُر زده و با قاعده «التفات»، هنگامى كه خطابِ آيات با مؤمنان بوده، پيامبر گرامى را مخاطب ساخته و فرموده است «اذا سَئلَكَ عِبادى عَنّى ...»، اشاره به همين حقيقت است كه آن بزرگوار، واسطه و مربّى در آموختنِ شيوه دعا و خواندن خداوند است. و اينكه آدمى بداند كه از خداوند چه بايد بخواهد و چگونه و با چه زبانى نيازش را با او در ميان بگذارد، هنرى است كه كار هر كس نيست. براى همين، امام على بن ابىطالب (ع)، در نيايش خود از خداوند مىطلبيد كه آنچه را كه به صلاح اوست، بر زبانش جارى سازد:
اللَّهُمَّ انْ فَهِهْتُ عَنْ مَسْئَلَتى، اوْ عَمِهْتُ عَنْ طَلِبَتى، فَدُلَّنى عَلى مَصالِحى، وَ خُذ بِقَلْبى الى مَراشِدى، فَلَيسَ ذلِكَ بِنُكْرٍ مِنْ هِداياتِكَ، وَلابِبِدْعٍ مِنْ كِفاياتِكَ، اللَّهُمَّ احْمِلْنى عَلى عَفْوِكَ، وَلا تَحْمِلْنى عَلى عَدْلِكَ.[١] بار خدايا! اگر زبانم از سؤال ناتوان است، يا ندانم چه سان روى سؤال به درگاه تو آورم، مرا به آنچه صلاحم در آن است، راه نماى، و دلم را به سوى هر چه خير من است، متوجّه فرما، كه چنين رهنمودها و كارسازىها از تو شگفت نمىنمايد. بار خدايا! با من به بخشايش خود معامله كن، نه به عدالتت.
نفس توفيق بر دعا كردن و سخن گفتن با خداوند و همنشينى و انس با او در هر زمانى و هر مكانى، امرى نيكو و دلرُباست و براى هر كسى، هر گاه كه بخواهد، ممكن است و هيچ كس نبايد بپندارد كه كارش در بن بست عبور ناپذيرى گير كرده و مطرود درگاه الهى است.
[١] - همان، خطبه ٢١٨