اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٥٤ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
و اگر از آنها بپرسى: چه كسى آسمانها و زمين را بيافريد؟ هر آينه گويند: خدا. بگو: سپاس و ستايش، خداى راست؛ بلكه بيشترشان نمىدانند.
و آنچه با اين نام، بدان اشاره مىشود، همان مبدئيت براى همه كمالات و نيكىهاست كه سرتاسر جهان را سرشار كرده است، نه مقامِ ذات؛ چرا كه ذات مقدّس حق، برتر از تصوّر و تعقّل، و بيرون از قلمروِ ذهن و عقلِ محدود آدمى است.
لا يُدرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لايَنالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ.[١] صاحبان همّت بلند، به حقيقت او نمىرسند و افراد ژرفنگر، به كُنهِ ذاتش پى نمىبرند.
|
زنام و نشان و گمُان، برتر است |
نگارنده بَرشده گوهر است |
|
|
نيابد بدو نيز انديشه راه |
كه او برتر از نام و از جايگاه |
|
|
سخن، هر چه زين گوهران بگذرد |
نيابد بِدو راه، جان و خرد. |
|
(فردوسى)
سپاس و ستايش، ويژه خداست
«الف» و «لام» در «الْحَمْد»، براى تعريف جنس در بيان حقيقت يا استغراق است و «لام» در «للَّهِ» براى اختصاص است؛ بدين معنا كه جنس و حقيقت «حمد»، به طور اطلاق، كه لازمهاش شمول و فراگيرى آن به هر گونه ستايش و سپاس از هر ستايشگرى و سپاسگزارى، نسبت به هر محمودى (ستودهاى) بويژه خداوند است؛ چرا كه هر كمالى، در هر موجودى، به هر شكلى كه هست، از آنِ مبدأ و ذات مقدّس است؛ مبديى كه فيض تربيتش سراسر جهان را فراگرفته و هر بىجانى را جان بخشيده و به فراخورِ نيازش، ساز و برگ زندگى و تكامل را در اختيارش نهاده است: الَّذِى اعْطى كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى. خدايى كه هر چيزى را آفرينش بداد
[١] - نهج البلاغة، خطبه ١