اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٣٨ - ١ آفرينش آدمى در نيكوترين چهره
وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ.[١] چيزهاى پاكيزه را بر ايشان حلال و پليدىها را بر آنها حرام مىكند.
مَلَكَ، مَلَكَ الشَّىءَ: آن چيز را مالك شد، به دست آورد.
مَلَكَ عَلىَ الْقَوْمِ: بر آن قومْ چيره شد و فرمان راند.
مَلَكَ عَلَيْهِ امْرَهُ: بر كار او تسلّط يافت و چيره شد.
مَلَكَ نَفْسَهُ: بر نفس خود غلبه كرد و مسلّط شد.
الرِّزقْ: روزى، نعمت، جيره، مواجب، دستمزد، ماهيانه، حقوق، وسايل زندگى، غذا، قُوت، باران، بخشش، عطا.
الرّزق الْحَسَن: نعمتى كه بىرنج به دست آيد؛ جَ: ارزاق.
خَلِيقِه: خُلق و خوى، طبيعت، سرشت آدمى، آفريدگان، مردم، ابرى كه نشان از باران دارد.
انقياد: اطاعت، پيروى، تابيعت، تسليم، تمكين، فرمانبردارى.
آنچه را كه امام سجّاد (ع) در اين بخش از ستايش خود، بدان پرداخته- كه در حقيقتْ جلوههايى از «ربوبيّت» و تربيت و سامانبخشى پروردگار جهانيان است- سه چيز است:
آفرينش آدمى در نيكوترين و زيباترين چهره و پيكر؛ روان ساختن روزىهاى خوش و پاكيزه بر آدميان؛ چيرگى و سلطه آدمى بر ديگر آفريدگان.
به توضيح و تبيين هر يك از اين سه، در جاى خود و به ترتيب، خواهيم پرداخت.
١. آفرينش آدمى در نيكوترين چهره
جهان هستى، از تجلّى مستِمرّ ذاتِ الهى در كِسوت اسما و صفات، پديد مىآيد و برترين بنيادِ هستى، همانا «حق» است كه جان جهان است و به «كليّت خويش»، يعنى جامعيّت و احاطه قيّومىِ خود، در هر ذرهّاى از ذراّت وجود متجلّى است.[٢] حقيقت مطلق، ظهورات بىنهايت دارد و انسان، جامع همه ظهورات و آينه تمام نماى صفات و اسماى الهى است.
[١] - اعراف، آيه ١٥٧
[٢] - حق اليقين، ص ١١٥( به نقل از شيخ محمود شبسترى)