اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
امام (ع) در اين تعبير به دو وصف «اوليّتْ» و «آخِرِيّت»، خداى تعالى را ثنا گفته است و بر هر يك از اين دو وصف ياد شده، نهايتِ تأكيد را كرده است: «بِلا اوَّلٍ كانَ قَبْلَهُ و بِلا آخرٍ يَكُونُ بَعْدَهُ». كمال «اوّليت» را به نبودِ هيچ چيز پيش از خداوند، و كمال آخِريّت را به نبودِ هيچ چيز پس از او دانسته است؛ بدين معنا كه حضرت حق، بر هر چيز، «سَبق، به علّيت» دارد و «علّتالعلل» همه موجوداتِ عالم است، با وجود اختلاف مراتب و كمالاتى كه دارند، و مبدأ و سرچشمه هر موجود است:
اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَىْءٍ،[١] خداست آفريدگار هر چيزى.
و پس از فناى هر آفريدهاى، و همه اسباب و علل، زنجيره علّتها با او پايان مىيابد:
وَ انّ إلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى،[٢] و پايان و بازگشت [همگان] به سوى پروردگار توست.
مقصود امام (ع)، در توصيف خداوند از دو مفهوم «اوّل» و «آخِر» تفهيم به مردم است؛ همچنان كه در قرآن كريم نيز آمده است:
هُوَ الْاوّلُ وَ الْآخِر،[٣] اوست اوّل و آخِر.
پيش از هر چيز بوده و پس از هر چيز هم خواهد بود. نه اينكه به واقع، خداى سبحان با اين دو مفهوم «اوّل» و «آخِر» به معناى «آغاز و انجام» قابل توصيف است، چرا كه اين دو مفهوم، به معناى معمولى و عرفىاش در دو نقطه از امتداد و دو نقطه از زنجيره تركيب يافته از رويدادها تصوّر مىشود، كه يكى آغاز آن، امتداد يا زنجيره است و ديگرى آخِر و پايان آن، و باقى مانده امتداد و زنجيره را حلقههاى ميانى تشكيل مىدهند.
و روشن است كه اگر خداى تعالى را به سانِ دو نقطه آغاز و انجامِ امتدادها و زنجيره هستى بدانيم، آن ذات مقدّس را در امتداد و زنجيرهاى مشخص و معلوم، محدود ساختهايم كه به طور قطع، به لحاظِ داشتن آغاز و انجام و حلقههاى ميانى، محدود خواهد بود، حال آنكه خداوند تعالى، برتر از هستى و امتداد و زنجيرههاى موجوداتى است كه از هستى
[١] - زمر، آيه ٦٢
[٢] - نجم، آيه ٤٢
[٣] - حديد، آيه ٣