اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٢١ - پرسشهايى چند درباره دعا
مدار؛ زيرا كه تو هرگز نمىتوانى پيشبينى كنى كه راهى به سوى رهايى از اين سختىها ندارى. او هر روز در كارى است.
پس تو از كجا و چگونه مىتوانى به طور قطع، خود را شكست خورده بدانى؟
شايد فردا حال و روزگار نويى پيش آيد؟ و شايد خداوند، پس از اين، كارى پديد آرد. «لا تَدْرى لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ امْراً»[١] و اينكه در روايت آمده است كه «الَدُّعاءُ مِنَ الْقَدرَ.[٢] دعا، خود، از قَدَر الهى است»، اشاره به همين پندارِ باطل و نادرست يهوديان است كه مىگفتند: آنچه را آدمى از خداوند به وسيله دعا مىخواهد، از قلمِ قضا و قدر خداوند، گذشته يا نگذشته است، در هر حال، دعا هيچ گونه نقشى ندارد. يعنى اگر چه حاجت آدمى از قلمِ قضا و قدر گذشته است؛ امّا اين باعث نمىشود كه ما آدميان از سبب وجود آن بىنياز باشيم؛ زيرا «دعا» از جمله سببهايى است كه حاجتها بدان روا مىگردد.
پيامبر گرامى اسلام فرمود:
لايَرُدُّ القَضاءَ الّا الدُّعاءِ.[٣] [چيزى] قضا را بر نمىگرداند، مگر دعا.
نكته مهم اينكه در تفكّر دينى، يكى از مسائل بسيار عالى و شامخى، كه از مباحث گوهرى در معارف و الهيات قرآن است و براى نخستين بار در تاريخ معارف بشرى در قرآن كريم آمده است، مسئله «بدَاء» است. در ميان فرقههاى اسلامى، تنها دانشمندانى از شيعه دوازده امامى با اقتباس از سخنانِ اهل بيت (ع) توانستهاند به اين معرفت گوهرى دست يابند. امام صادق (ع) فرمود:
ما عُظِّمَ اللَّهُ، بِمثْلِ البداء.[٤] خداى تعالى به چيزى هم چون بداء، بزرگ شمرده نشده است.
و از آن حضرت يا پدرشان امام باقر (ع) آمده است كه فرمود:
ما بَعَثَ اللَّهُ نَبيّاً حَتَّى يَأخُذَ عَلَيْهِ ثَلاثَ خِصالٍ: الْاقرْارَ لَهُ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ خَلَعَ
[١] - طلاق، آيه ١
[٢] - تفسير الميزان، ذيل آيه ١٨٦، ص ٤١
[٣] - بحار الأنوار، ج ٩٣، ص ٢٩٦
[٤] - الكافى، ج ١، ص ١٤٦