اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٠٥ - همه هستند سرگردان چو پرگار
ممكن، چنان بگرايد كه اقدام او به آن كار، قطعى گردد.
مفهوم اراده در فرهنگ اسلامى، بحثهاى فراوانى در دو زمينه اصلى فعلِ خداوند و فعل انسان برانگيخته است. در عرف عام، كارى درخور ستايش يا نكوهش است كه از سرِ اراده صورت گيرد.
از اين رو، بازخواست كردن كسى كه بىاراده، كارى ناشايست از او سر زده است، خلاف عدل و حكمت به شمار مىآيد. اين اصل كلّى، مايه گفتگوهاى بسيار در موضوع تكليف انسان گرديده است؛ زيرا امر و نهى شارع، بايد خطاب به فاعلى آزاد در انتخاب نيك و بد صادر شده باشد؛ يعنى موجودى برخوردار از نيروى اراده كه بتواند مسئول كار خويش شناخته شود.
وجه ديگر مسئله، ارتباط ميان خدا و جميع مخلوقات است كه بر پايه آن، هر چه در عالم هستى رُخ مىدهد، نمىتواند از حيطه آگاهى و خواست آفريدگار، بيرون باشد. در اينجا اين پرسش مطرح مىشود كه چگونه ممكن است در ميان آفريدههاى خداوند، موجودى يافت شود كه فعلى را به اراده خويش، پديد آورد و وقوع اين فعل در علم و اراده فراگير خدا نگنجيده باشد؟ و اگر علم و اراده او به چنين فعلى تعلق گرفته است، اراده انسانى چگونه مىتوانسته چيزى را جز آنچه در همان علم و اراده معيّن است، تحقّق بخشد؟ بدين سان، محلّ نزاع در بحث اراده، چگونگى ربط اراده الهى به اراده انسانى است.
اراده الهى در كلام اسلامى به عنوان يكى از صفات خداوند كه ذكر آن در قرآن كريم و احاديث آمده، شناخته شده است. بدين گونه، بخشى از آنچه گروههاى مختلف كلامى در باب اراده بيان داشتهاند، تابع ديدگاه كلّى هر يك از آنها درباره صفات الهى است. از سوى ديگر، اراده الهى به عنوان مسئلهاى پُردامنه با مفاهيمى ديگر در انديشه توحيدى پيوند نزديك دارد و همين اصل، اختلافهايى را در تعريف اراده و تبيين اين صفت الهى، بر حسب موضع هر يك از فرقهها درباره آن مفاهيم، پديد آورده است. از اين رو، بحث كلامى اراده بر موضوعات جامعترى چون قضا و قدر، جبر و اختيار، علم الهى مبتنى است و مىتوان آن را ذيل عنوانهاى ياد شده مطالعه كرد.
اراده الهى: در حكمت اسلامى، صفات الهى عين ذات خداوندى است و بايد به گونهاى