اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٢٨ - نقش عملى ستايش و سپاس
برخوردار است و زيبنده او نيست كه به آنچه دست آورده، دلشاد گردد؛ زيرا اوّلًا: شنيدن الفاظ، چيزى جز سالم بودن حسّ شنوايى كه اصوات بدان ادراك مىشود را نمىطلبد، و اين، رتبهاى است كه حيوانات در آن شركت دارند. ثانياً: فهم وضع آن درلغت نيز چيزى جز شناخت زبان عربى را مىطلبد، و اين، رتبهاى است كه اديب لغتْ شناس بلكه بىخبرِ بيابانگرد در آن شركت دارد. ثالثاً: اعتقاد به ثبوت معناى آن براى خداى تعالى بدون كشف [و شهود] نيز چيزى جز فهم معانى آن الفاظ و اعتقاد به آن را مىطلبد، و اين، رتبهاى است كه آدم بى سواد، بلكه كودك هم در آن شركت دارد؛ زيرا وى پس از آ نكه سخن را فهميد، هر گاه اين معانى به او القا شود، آنها را دريافت نموده و فرا مىگيرد و با قلبش به آنها اعتقاد پيدا كرده و نسبت به آنها مصمّم گردد. و اينها درجات بيشتر عالمان است، چه رسد به ديگران. البته برترى اينان نسبت به كسى كه از اين سه مرتبه برخوردار نيست، قابل انكار نمىباشد؛ ولى داشتن همينها نسبت به اوج كمال، نقصى آشكار به شمار مىرود؛ چرا كه نيكىهاى نيكان، گناهان مقرّبان به حساب مىآيد، «حَسناتُ الابرارِ سَيئاتُ الْمقُرَّبين»؛ بلكه بهرههاى مقربّان نيز از معانى اسماى خداوند متعال، بر سه مرتبه است:
يكم، شناخت اين معانى به طور مكاشفه و مشاهده تا آنجا كه حقايق آنها با برهانى كه خطا در آن نمىرود، برايشان روشن شده و اتّصاف خداى متعال به آنها بر آنان منكشف شود؛ انكشافى كه از نظر وضوح و روشنى، مانند يقينى باشد كه براى انسان نسبت به صفات باطنى خود- كه با باطن خويش مشاهده مىنمايد؛ يعنى علم حضورى، نه با احساس ظاهرى- حاصل مىگردد. و چه قدر فرق است ميان اين كشف، و ميان باورى كه به صورت تقليد از پدران و آموزگاران گرفته شده و بر آنها مصمّم شود، هر چند مقرون به دليلهاى جدلى كلامى بوده باشد.
دوم، بزرگداشت ايشان از چيزى است كه از صفات جلال براى آنان منكشف مىگردد، به گونهاى كه از اين بزرگداشت، شوق آنان به متّصف شدن به آن صفات، به قدر امكان، برانگيخته گردد تا به حق تعالى تقرّب يابند؛ به قرب صفتى نه مكانى. و از اين اتّصاف به آن صفات، شباهتى به فرشتگان مقرّب نزد خداى متعال پيدا كنند. و هرگز تصور نمىشود