اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٦٤ - ما گدايان خيل سلطانيم
اطاقَ الشّىءَ: او را برآن تواناگردانيد، آن را تحمل كرد، شكيبايى كرد.
الأداء: مصدر «أدى»: رساندن، پيوند دادن، به جاى آوردن، گزاردن، ادا كردن، پرداختن مال يا وام.
پيش از شرح و تبيين اين بخش از دعا، لازم است به دو نكته اساسى درباره نياز آدميان كه در آموزههاى دينى از آن ياد شده است، اشاره شود.
نخست مقصود از «نياز» در سخن امام سجّاد (ع)، به دليل انحصارِ نياز به خداوند و بسته دانستن همه درهاى نياز و نياز خواهى به روى آدميان، در امور مربوط به روابط معيشتى و اجتماعى آدميان، نياز به يكديگر نيست؛ چرا كه نياز انسانها به يكديگر، همچنان كه در آموزههاى دينى، بخش مهمّى از معارف اسلامى را به خود اختصاص داده است، مقتضاى زندگى اجتماعى و نيز مقتضاى تفاوت آنان در توانايىها و استعدادهاست، و در حقيقت، همين نياز انسانها به يكديگر است كه منشأ زندگى اجتماعى است:
قالَ بِحَضْرَتِهِ رَجُلٌ: اللَّهُمَّ اغْنِنِى عَنْ خَلْقِكَ. فَقالَ (ع): لَيْسَ هكَذا: انَّما النَّاسُ بِالنَّاسِ وَ لكِنْ قُلْ: الَلُّهمَّ اغْنِنِى عَنْ شِرارِ خَلْقِكَ.[١] مردى در حضور امام سجّاد (ع) گفت: بار الها! مرا از آفريدگانت بىنياز دار. امام (ع) فرمود: چنين نيست؛ زيرا مردم به يكديگر وابستهاند. ولى بگو: بار الها! مرا از آفريدگانِ شرورت بىنياز دار.
دوم: نياز به معناى فقر مادّى و آنچه كه مربوط به زندگى اين جهانى آدمى است، چه فقر فردى و چه فقر اجتماعى، از نگاه دين و آموزههاى دينى، امرى نامطلوب و ناخوشايند است. از اين رو، در سخنان پيشوايان دين به شدت مورد نكوهش قرارگرفته است. اساساً فلسفه عالى حكومت دينى را زدودن زمينههاى فقر دانستهاند و در تلقّى آنان، فقر و نادارى، عامل وحشت و سرگردانىِ خِرَد آدمى و سبب كاستى در دين او و مايه دشمنى و ستيز در ميان گروههاى اجتماعى است. على (ع) به فرزندش محمد بن حنفيّه مىفرمايد:
يا بُنَىَّ انّى اخافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ، فَاسْتَغِدْ بِاللَّهِ مِنْهُ، فَانَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلّدينِ،
[١] - تحف العقول، ص ٢٧٨