اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٦٤ - ستايش خداوند و سپاسگزارى از نعمتهاى او
قدرت و توانايىاش بر هر چيزى كه فرض شود، محيط و فراگير است.»[١]
امام حسن (ع) فرمود:
الْحَمدُ للَّهِ الذّى لَمْ يَكُنْ لَهُ اوَّلٌ مَعْلُومٌ، وَ لا آخِرٌ مُتَناةٍ، وَ لا قَبْلُ مُدْرَكٌ، وَ لا بَعْدٌ مَحْدُودٌ، فَلاتُدرِكُ الْعُقُولُ وَ اوْهامُها، وَ لَاالْفِكْرُ وَ خَطَراتُها، وَ لَاالْأَلبابُ و اذْهانُها، صِفَتَهُ فَتَقُولَ: مَتى و لا بُدِى مِمَّا وَ لا ظاهِرٌ عَلى ما وَ لا باطِنٌ فيِما.[٢] سپاس و ستايش، خدايى راست كه او را اوّلى آشكار و شناخته شده، و آخِرى نهايتدار نيست و گذشتهاى روشن و آيندهاى معيّن نيست. پس خِردها و پندارهاشان، و انديشهها و كنجكاوىهاشان، و خردمندان انديشهورز و ذهنهاشان وصف او را در نيابند، تا بگويند: كِى و از چه زمانى بود؛ چرا كه از چيزى آغاز نگشته و بر هيچ چيزى ظاهر و آشكار نبوده و در هيچ چيزى نهان نگشته است.
چون خداى تعالى از هر جهت، بىنهايت است. جايى براى غير و بيگانه باقى نمىماند؛ زيرا غير، از جايى آغاز مىشود كه او تمام مىگردد و او هرگز تمام نخواهد شد.
|
غير خدا در دو جهان، هيچ نيست |
هيچ مگو غير، كه آن هيچ نيست |
|
|
اين كمرِ هستى موهوم را |
چون بگشايى، به ميان، هيچ نيست |
|
|
اوست گُل و سبزه و باغ و بهار |
غير در اين باغ جهان هيچ نيست. |
|
(مولانا)
الذَّى قَصُرَتْ عَنْ رُؤَيتِهِ ابْصارُ النَّاظِرينَ. خدايى كه ديدههاى بينندگان، از ديدارِ [جمالِ] او فرومانده است. در قرآن كريم، درباره رؤيت خداوند، يعنى ديدن او با چشمِ سر، آمده است:
لاتُدْرِكُهُ الْابصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْابْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ.[٣] چشمها او را
[١] - الميزان، ج ١٩، ص ١٤٢
[٢] - التوحيد، ص ٤٦
[٣] - انعام، آيه ١٠٣