اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٣٧ - مصطفى فرمود دنيا ساعتى است
در جنين و نوزاد و كودك خرد سال، خيلى سريعتر از انسان بالغ، بخصوص پيران است، و بىترديد، سرعت سير به سوى مرگ، بر حَسَب پيشرفت سن، كمتر مىشود؛ ولى هرگز متوقّف نمىگردد و جهت خود را عوض نمىكند. در آينده هر چه باشد، هر موجود انسانى محكوم است دير يا زود اين جهان را ترك بگويد.»[١]
منزلگاه مرگ
عمر، سپرى مىشود، زندگى دنيا پايان مىپذيرد و آدمى در باطن و ژرفاى هستى خويش، در يك فعليت تدريجى به سوى هدفى كه در پيش دارد، به سوى مرگ مىشتابد، تا از پى آن، منزلگاههاى ديگرى را پشت سر بگذارد و در نهايت، به ديدار پروردگار خويش نايل گردد.
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ.[٢] اى انسان! تو به سوى پروردگارت سخت كوشنده و روندهاى. پس او را ديدار خواهى كرد.
از اين رو، بشر نمىتواند فرمان مرگ را كه منزلگاهى بسيار مهم در مسير حركت اوست- بگردانَد و اين تقدير ناگزيرِ الهى را از هندسه هستى خويش بردارد؛ چرا كه هر انسانى، همچون همه موجوداتِ جهان، دير يا زود، با اين سرنوشت حتمى رويارو مىگردد و خواه ناخواه، بايد دنيا را ترك گويد و جاى خود را به آيندگان بسپارد:
|
دو در دارد اين باغِ آراسته |
در و بند از اين هر دو برخاسته |
|
|
در آى از درِ باغ و بنگر تمام |
ز ديگر درِ باغ، بيرون خرام |
|
|
در اين باغ، هر دَم بَرى مىرسد |
يكى مىرود، ديگرى مىرسد. |
|
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكَمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ.[٣] هر جا كه باشيد، مرگ در مىيابدتان، هر چند در دژهايى استوار بوده باشيد.
قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ
[١] - راه و رسم زندگى، ص ١٤١
[٢] - انشقاق، آيه ٦
[٣] - نساء، آيه ٧٨