اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٣ - روشهاى خداشناسى
الصَّادِقُ (ع): فَذلِكَ الشَّىْءُ هُوَ اللَّهُ الْقادِرُ عَلَى الانجاءِ حينَ لا مُنْجِىَ وَ عَلَى الاغاثَةِ حينَ لامُغِيثَ.[١] در تفسير امام عسكرى (ع) آمده است: از امام صادق (ع) درباره خدا پرسيدند. امام به سائل فرمود: «اى بنده خدا! هرگز به كشتى نشستهاى؟» گفت: «آرى». فرمود: «آيا پيش آمده است كه كشتى شكسته باشد؛ بدانسان كه نه كشتىِ ديگرى باشد كه تو را نجات دهد و نه شناورى كه به فريادت رسد و سودى به حالت رساند؟» گفت: «آرى».
فرمود: «در آن لحظه، آيا دلت متوجه آن شد كه سرانجام، چيزى هست كه قادر باشد تو را از آن ورطه نجات دهد؟» گفت: «آرى». فرمود: «همان، خداست كه قادر بر رهايى بخشيدن است؛ آنجا كه رهايى بخشى وجود ندارد، او قادر به دادرسى است؛ آنجا كه دادرسى در كار نيست.
مرحوم صدر المتألهين مىگويد: بل وجود الواجب تعالى- كما قيل- امر فطرى. فَانَّ العبدَ عند الوقوع فى الأهوال و صِعاب الأحوال، يتوكّلُ بِحَسَبِ الْجِبِلَّة عَلَى اللَّهِ تعالى و يتوجّه تَوجُّهاً غريزياً الى مُسَبِبِ الاسباب و مُسَهِّلِ الامورِ الصِعاب وَ لَوْ لم يتفطن لذلك. و لذلك نرى اكثر العرفاء مستدلّين على اثباتِ وجوده و تدبيره للمخلوقاتِ، بالحالةِ المشاهَدَة عند الوقوع فى الامور الهايلة كالغرق و الحرق. و فى الكلام الالهى اشارة إلى هذا ايضاً .... بلكه وجود واجب تعالى- همچنان كه گفته شد- امرى فطرى است؛ چرا كه آدمى در برخورد با حوادث هولانگيز و در حالتها و شرايط سخت و ترسناك، به حكم فطرت و سرشت خود، به خداى تعالى توكل مىكند و به طور غريزى، به خداى سببسازِ بندهنواز، كه مشكلها را آسان مىكند، رو مىآورد؛ اگر چه خود، از اين توجّه آگاه نباشد.
از اين رو، مىبينيم كه بيشتر عارفان، براى اثبات وجود خداوند و تدبير و كارگردانى او در آفرينش، به توجه و حالتى استدلال مىكنند كه انسان به هنگام برخورد با حوادث ترسناك، همچون غرق شدن يا آتشسوزى، در خود مشاهده مىكند. در كلام الهى نيز به اين امر فطرى، اشاره شده است.[٢]
[١] - التفسير المنسوب الى الامام العسكرى، ص ٢٢
[٢] - مبدأ و معاد، ص ١٦