اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٨ - ادب دعا
بازنمود هر چيزى را در قرآن فرو فرستاده، تا آنجا كه به خدا سوگند، چيزى از نيازهاى بندگان را وا ننهاده است تا هيچ بندهاى نگويد: اى كاش اين چيز در قرآن آمده بود، جز آنكه خداوند، آن را در قرآن فرو فرستاده است.
علّامه طباطبايى، در تفسير آيه ٨٩ از سوره نحل مىگويد: اين آيه شريف، قرآن كريم را با وصفهاى برجستهاش توصيف مىكند. وصف عمومى آن اين است كه «تبيان» هر چيزى است. و تبيان، همچنان كه گفته شده است، به معناى «بيان» است و از آنجا كه قرآن، كتاب هدايت براى عموم انسانهاست و اين، شأن و رسالت قرآن است، از اين رو، ظاهراً مقصود از «كلّ شَىْءٍ»، همه آن چيزهايى است كه بازگشت به هدايت دارد، نظير معارف حقيقى مربوط به مبدأ و معاد و اخلاق فاضله (فضيلتهاى اخلاقى) و شريعتهاى الهى و داستانها و اندرزهايى كه مردم در رهيابىشان، بدان نيازمندند. بنا بر اين، قرآن، تبيان و بازنمودِ همه اين معارف است.[١]
از همين روست كه اين كتاب كريم، كه ادبستانِ جامع اسلام است، كريمانه، گستره حياتِ آدميان را به زيور ادَب و ظرافت و نگاهداشتِ اندازه و حدّ هر چيزى آراست؛ همچنان كه گستره هستى را بر پايه ادب بياراست:
احْسَنَ كُلَّ شَىْءٍ خَلَقَهُ.[٢] هر چيزى را نيكو بيافريد.
|
جهان چون زلف و خطّ و خال و ابروست |
كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست. |
|
(شيخ محمود شبسترى)
و از بندگانش خواست تا در سلوك علمى و عملىشان، از اين اصل شامل، كه سراسر هستى لبريز از آن است، سردر نپيچند و حدّ و پايه خويش و هر چيزى را بشناسند و پا را فراتر ننهند:
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسبانٍ، وَ الّنَجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ، وَ السَّماءَ رفَعَها وَ وَضَعَ
[١] - الميزان، ج ١٢، ص ٣٢٥
[٢] - سجده، آيه ٧