اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٣ - ديباچهاى بر دعا
|
حافظ وصالْ مىطَلَبَد از رَهِ دُعا |
يا رَبّ دُعاى خسته دلانْ مُستجاب كُن |
|
دعا، خوى شايسته پاكان و پاكيزگانِ هر امّت و ملّت و با تحقيقى دقيقتر، گوهرىترين مسئله اديان است؛ چرا كه دعوت به پرستش خداوند، اصلىترين و دلرباترين سخنى است كه پيامبرانِ الهى در رسالتهاى خويش بدان پرداختهاند:
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ.[١]ما در ميان هر امّتى پيامبرى برانگيختيم، كه پرستش خداى كنيد و از سركش (هر معبودى جز خدا) دورى جوييد.
و در سخنان و آموزههاى پيامبر گرامى در توصيف دعا آمده است كه فرمود:
الدُّعاء مُخُّ العِبادَةِ، وَلايَهْلِكُ مَعَ الدّعُاء أحَدٌ.[٢]دعا، مغز و جان عبادت است و هيچ كس با دعا به هلاكت نمىافتد.
بنا بر اين، جانِ عبادت و به تعبير ظريفتر، جانِ جانِ دعوت پيامبران، دعاست.
«براى پيروان اديان، دعا كردن و خواندن خداوند، آشناترين امر است. ما هيچ دينى را نمىشناسيم كه دعا، ركن اصلى آن نباشد و پيروان آن دين از اين طريق با خداى خودشان ارتباط برقرار نكنند. و حتى هيچ انسانى را نمىشناسيم كه در اعماق ضميرش، روزى
[١]- نحل، آيه ٣٦
[٢]- بحار الأنوار، ج ٩٣، ص ٣٠٠