اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٦ - ديباچهاى بر دعا
الْحمْدُ للَّهِ الذَّى لايَموتُ وَ لايَنْقَضى عَجائِبُهُ لِأنَّهُ كُلَّ يَومٍ هُوَ فى شَأنٍ مِنْ إحْداثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنْ.[١] ستايش، خدايى را كه نمىميرد و شگفتىهاى آفرينش او پايان نمىپذيرد؛ زيرا كه هر روز به كارى و در آفرينشى نو و بىبديل است.
دعا در آموزههاى اديان توحيدى
دعا، به معناى خواندن خداوند و خواستن از او، يكى از امور قطعى و حتمى در اديان توحيدى است، بدين معنا كه پيامبران الهى، نه تنها به مردم آموختند كه در هنگام نياز، خواستهها و مقاصد خويش را در پيشگاه خداوند عرضه كنند؛ بلكه خود نيز در مواقع و موارد گوناگون به درگاه الهى روى آورده، با تضرّع و زارى به دعا و مناجات مىپرداختند.
در اينجا به نمونههايى از اين راز و نيازها اشاره مىشود.
١. حضرت آدم (ع) به هنگام هبوط يا پس از آن، آن گاه كه در جهان بىقرار و در عرصه زندگى سراسر تنازعِ عالم طبيعت، در جستجوى قرارگاهى بود، با كلماتى كه از پروردگارش فراگرفته بود، با خداى خويش به نيايش و مناجات پرداخت:
فَتَلَّقى آدَمُ مِنْ رَبِهِّ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيهِ انَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيِمُ.[٢] پس، آدم از پروردگار خويش سخنى چند فراگرفت، و خدا [با مهر و رحمت خود بر او] بازگشت و توبه او را پذيرفت، كه خداوند، خود آن توبهپذيرِ مهربان است.
او از لغزشگاه خود به در آمد، در حالى كه مايههاى فطرىاش همراه با رحمت و مهربانى خدا كه هر گاه بدان روى مىآوَرْد، در اختيارش بود وى را مدد كرد و زير بازوى او و همسرش را گرفت:
قالا رَبَّنا ظَلَمْنا انْفُسَنا وَ انْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنكَوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ.[٣]
[١] - الميزان، ج ١٩، ص ١٠٨
[٢] - بقره، آيه ٣٧
[٣] - اعراف، آيه ٢٣