اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٩١ - انسان اسلام
اللَّه وَ لاتَعْصُوهُ.[١] خدا را واپاييد درباره بندگان و شهرهاى او؛ چرا كه شما مسئوليد؛ حتّى از سرزمينها و چارپايان. خدا را فرمان بريد وسر، از فرمان او برمتابيد.
در اسلام، به هيچ روى، امكان گريز از مسئوليت در پيشگاه خداوند و درباره همه آنچه كه زيرِ دست انسان قرار مىگيرد و بودنش، داراى خير و استعداد بهرهورى و بهره دهى براى انسان است، نيست. خداوند، ما را به عنوان موجودات بشرى آفريده و بر همه آفريدههايش، برترى داده است:
وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا.[٢] آنان را بر بسيارى از آفريدگان خويش برترىِ كامل بخشيديم.
و ما، با خداوند، ميثاق ازلى بستهايم و ربوبيّت و پروردگارىاش را نسبت به خويش پذيرفتهايم و اكنون امانتِ تكليف او را بر دوش داريم. براى همين، مسئوليم كه سهمى را كه در اين مثياق برعهده گرفتهايم، ايفا كنيم. اين مسئوليت، همان تكاليف (امر و نهى) است كه بر عهده ما نهاده شده است و ناگزير، بايد پيروى كنيم. اين تكاليف همه آن حقّى است كه خداوند براى خود به عهده بندگانش نهاده است، كه در واژه «عبادت» خلاصه مىشود:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ. مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ.[٣] و پريان و آدميان را نيافريدم؛ مگر تا مرا [به يگانگى] بپرستند.
از آنان روزىاى نمىخواهم و نمىخواهم كه مرا طعام دهند.
خداوند، به ما هستى داده است. او همه قدرتها و توانايىها، نعمتها و مواهب گوناگون را به ما ارزانى داشته است: مواهبى كه نه تنها شامل وجود، حيات، و زندگىِ حيوانى است؛ بلكه شامل زندگى به عنوان موجودات بشرى نيز هست كه از وجود خداوند به عنوان قدرت لايتناهى و مطلق، آگاه است و آزاد است كه اين واقعيتِ متعال را تصديق يا انكار كند. اين، سهم خداوند در آن ميثاق ازلى است كه او ايفا كرده است؛ امّا ما موجودات
[١] - نهج البلاغة، خطبه ١٦٧
[٢] - اسراء، آيه ٧٠
[٣] - ذاريات، آيه ٥٦- ٥٧