اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٠٠ - روشهاى خداشناسى
الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ، حتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظهِرُ لَكَ؟! مَتى غِبْتَ حتَّى تَحتاجَ الى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ؟! وَ مَتى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْآثارُ هِىَ الَّتى تُوصِلُ الَيكَ؟! عَمِيَتْ عَيْنٌ لاتَراكَ عَلَيْها رَقِيباً، وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمَ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نصيباً.[١] چگونه با چيزى كه در وجود خود، نيازمند توست، بر وجود تو استدلال شود؟ آيا غير تو بيش از تو نمايان است تا نماياننده تو باشد؟ كى غايب بودهاى تا به دليلى نيازمند باشى؟ و كى دور بودهاى تا آثار و نشانهها رساننده به سوى تو باشند؟ كور است ديدهاى كه تو را نبيند [با اين حال] كه پيوسته مراقب آن بودهاى. و زيانبار است سوداى بندهاى كه بهرهاى از مِهر خويش بدو نبخشيدهاى».
|
كى رفتهاى ز دل كه تمنّا كنم تو را |
كى بودهاى نهان كه پيدا كنم تو را |
|
|
غيبت نكردهاى كه شوم طالب حضور |
پنهان نگشتهاى كه هويدا كنم تو را |
|
|
با صدهزار جلوه برون آمدى و من |
با صدهزار ديده، تماشا كنم تو را. |
|
(فروغى بسطامى)
مَا يَكُونُ مِن نَجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذلِكَ وَلَا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا.[٢] هيچ گفت و گوى محرمانهاى ميان سه تن نيست، مگر اينكه او چهارمين آنهاست، و نه ميان پنج تن، مگر اينكه او ششمين آنهاست، ونه كمتر از اين [عدد] و نه بيشتر، مگر اينكه هر كجا باشند او با آنهاست.
امام كاظم (ع) در تفسير اين آيه فرمود:
لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ حِجابٌ غَيْرُ خَلْقِهِ. احْتَجَبَ بِغَيْرِ حِجابٍ مَحْجُوبٍ، وَ اْستَتَرَ بِغَيْرِ سَتْرٍ مَستُورٍ، لا الهَ الّا هُوَ الْكَبيرُ الْمُتَعال.[٣] بين او و آفريدگانش، جز خودِ آفريدگان، حجابى نيست. بىپرده ستبرى، در نهانى عميق نهفته
[١] - مفاتيح الجنان
[٢] - مجادله، آيه ٧
[٣] - التوحيد، ص ١٧٩