اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٩٨ - روشهاى خداشناسى
تَعَرَّفْتَ لِكُلِّ شَىْءٍ فَما جَهِلَكَ شَىْءٌ، وَ انْتَ الَّذى تَعَرَّفْتَ الَىَّ في كُلِّ شَىْءٍ فَرأيتُكَ ظاهِراً في كُلِّ شَىْءٍ، وَ انْتَ الظَّاهِرُ لِكُلِّ شَىْء.[١] تو خود را در هر آفريدهاى شناساندهاى. پس آفريدهاى نيست كه تو را نشناسد، و تو همانى كه خود را در هر آفريدهاى، به من شناساندى. از اين رو، به هر آفريدهاى كه نگريستم، تو را آشكارا در آن ديدم. و تو چنينى كه بر هر آفريدهاى، آشكارى.
و اساساً نزاع و كشمكشهايى كه بر سر وجود و عدمِ وجودِ خداوند در گرفته است، حكايت از آن دارد كه او به طور كامل، در پرده نهانى نيست. اگر نهان مىبود، به هيچ رو هيچ كس، بر سر او نزاع نمىكرد. چنين نزاع و كشمكشى كه در دو سوى «كفر و ايمان» است، خود، گواه آن است كه خداوند، خود به آدميان گوشه چشمى نشان داده و دلها را مفتون خويش كرده است و خود، اين نزاع را در افكنده است:
إِنْ هِىَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ.[٢] اين نيست، مگر آزمون تو؛ هر كه را بخواهى، بدان گمراه مىكنى و هر كه را بخواهى، راه مىنمايى.
|
آستين بر روى و نقشى در ميان افكندهاى |
خويشتن پنهان و شورى در جهان افكندهاى |
|
|
همچنان در غنچه و آشوبِ استيلاى عشق |
در نهادِ بلبلِ فريادْ خوان افكندهاى |
|
|
هر يكى، ناديده از رويت نشانى مىدهند |
پرده بردار، اى كه خلقى در گُمان افكندهاى |
|
|
آنچنان رويت نمىبايد كه با بيچارگان |
در ميان آرى حديثى، در ميان افكندهاى |
|
|
هيچ نقّاشت نمىبيند كه نقشى بر كند |
و آنكه ديد، از حيرتش كلك از بنان افكندهاى |
|
[١] - مفاتيح الجنان، دعاى عرفه
[٢] - اعراف، آيه ١٥٥