اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٢٨٧ - خطرخيزترين سقوطگاه آدمى
حيوانات، بلكه فروتر از آنها دانسته است؛ چرا كه نعمت خدادادى را معطل و فروهشته و بى كار كردهاند؛ گويى در اصل آفرينش خويش، از چنين موهبتهايى برخوردار نبودهاند:
أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا. أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا.[١] آيا كسى را كه خداى خويش را كام و خواهش خويش گرفت، ديدى؟ پس آيا تو بر او نگهبان خواهى بود؟ يا مگر پندارى كه بيشترشان [حق را] مىشنوند يا در مىيابند؟! آنها جز مانند چارپايان نيستند؛ بلكه گمراهترند.
در جاى ديگرى، مىفرمايد:
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ. لَهُمْ قُلُوبٌ لَايَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَايُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَايَسْمَعُونَ بِهَا أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ.[٢] و هر آينه بسيارى از پريان و آدميان را براى دوزخ بيافريديم. [زيرا] دلهايى دارند كه به آن، [حق را] در نمىيابند؛ و چشمهايى دارند كه به آن، [حق را] نمىبينند، و گوشهايى دارند كه به آن، [حق را] نمىشنوند. اينان به سان چارپايانند؛ بلكه گمراهترند. همينانند غافلان.
نكته جالب، اينكه در كتاب الهى، چهرهاى سقوط يافته، براى انسان ترسيم شده است كه به ظاهر، نهاد انسانى دارد، ولى در نهانِ خويش، حيوانى بيش نيست و به فرموده اميرمؤمنان على (ع):
الصُّورَةُ صُورَةُ انْسانٍ، وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيوانٍ. لايَعرِفُ بابَ الْهُدى فَيَتَّبِعَهُ، وَ لابابَ الْعَمى فَيَصدَّ عَنْهُ، فَذلِكَ مَيّتُ الْاحياء.[٣] صورتش، به صورت انسان مىماند، امّا در سينهاش قلب حيوان مىتپد. نه راه هدايت را مىشناسد تا پيروى كند و نه راهِ گمراهى را تا از آن باز گردد. چنين كس، مردهاى است ميان زندگان.
[١] - فرقان، آيه ٤٣- ٤٤
[٢] - اعراف، آيه ١٧٩
[٣] - نهج البلاغة، خطبه ٨٧