اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٤٧٦ - آزادى انسان در ميدان عمل
برابر نظريّه قرآن- كه در مكتب اهل بيت (ع) به «امْرٌ بَيْنَ الْامرينِ» تعبير شده- قرار دارد.
امام هادى (ع) فرمود:
لاجَبْرَ وَ لاتَفوِيْضَ، بَلْ امْرٌ بَيْنَ الْامْرَينِ.[١] نه جبر و نه تفويض؛ بلكه راهى ميان آن دو.
گروهى از مسلمانان به نام «اشاعره»، به نظريّه جبر قايلاند؛ نظريهاى كه مىگويد:
اراده بشر، در كارى كه انجام مىدهد، دخالتى ندارد؛ زيرا كه بشر، آلت فعل است، نه فاعل فعل. بشر، مانند ماشين است و مانند ابزار كار، و فاعلِ افعالِ بشر، خداست. بشر، خيال مىكند كه فاعلِ فعل خود است و آن، خيالى است باطل.
در اين نظريه، از افعال بشر، عليّت اراده، سلب شده است؛ اما وجدان ما، اين نظريّه را باطل مىداند؛ چون ما مىبينيم كه بسيارى از كارهاى ما معلولِ اراده ماست.
گروهى ديگر از مسلمانان به نام «معتزله»، به نظريّه تفويض قايل شدهاند. نظريّه تفويض، اين است كه بشر، فاعل فعل خود است و فعل او، معلول اراده خودِ اوست و ارادهاش براى فعلش، عليّت تامّه دارد. خدا چنين قدرتى را به بشر داده و سپس كنار رفته و ديگر تأثيرى در صدور فعل از بشر نيز ندارد و حتّى قدرت جلوگيرى از افعال بشر را نيز ندارد و بشر، هر چه بخواهد، مىتواند انجام دهد.
اين نظريّه، در حقيقتْ واكنش نظريّه جبر بوده است. نظريّه تفويض، از نظر وجدان بشرى، قابل قبول نيست. آيا ما هر چه دلمان بخواهد، مىتوانيم انجام دهيم؟ آيا چنين قدرتى داريم؟ آيا عمليات جوّ، به اختيار ماست؟ اين از نظر تكوين، و از نظر تشريع؛ آيا در بعضى از كارهاى ما منع قانونى صادر نشده؟ آيا حرامى در مذهب وجود ندارد؛ آيا گناهى از كسى صادر نمىشود؟
قرآن كريم، هر دو نظريه را باطل مىشمارد و كار خود را هدايت و راهنمايى مىخواند. راهنمايى، وقتى است كه جبرى در كار نباشد، و شما مىتوانيد سخن راهنما را بپذيريد و مىتوانيد آن را نپذيريد. راهنمايىِ راهنما، يعنى اعتراف به آزادى؛ چنانكه راهنمايى، وقتى است كه تفويضى در كار نباشد؛ زيرا كه نيك و بد را به شما نشان مىدهد
[١] - تحف العقول، ص ٤٥٨ به بعد رساله امام هادى( ع). و در الكافى، ج ١، ص ١٦٠ از امام صادق( ع) نقل شده است