اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٠٥ - انسان اسلام
مصالح و مفاسدى كه تكيهگاه و مبناى «امر و نهى» و حرام و حلال است، از ميان برود و هوسها مبناى قانونگذارى شود، شريعت در تنظيم حيات فرد و به سامان رساندن حيات اجتماعى آدميان، نقش خود را از دست خواهد داد؛ زيرا هوسها از هيچ قانون و قاعدهاى پيروى نمىكنند و اساساً قانون و قاعدهاى نمىشناسند. براى همين، اگر حق، قانون و نظم موجود در جهان، از هوا و هوسهاى آدميان پيروى كند، جهان در معرض نابودى قرار مىگيرد؛ يعنى اگر آسمان و زمين و هر كه در آن است (مانند انسان و حيوان و نظيرآن) از هواهاى گوناگون و هوسهاى متضاد و خواهشهاى گوناگون پيروى كنند، نابود مىشوند.
بر اين اساس، آدميان ناگزيرند به نظم موجود در جهان تن در دهند، چه بخواهند، چه نخواهند؛ «گر تو نمىپسندى، تغيير كن قضا را». به راستى، اگر سنّت خداوند در آفرينش موجودات و پيدايش سببها به دنبال هرسببى در زنجيره علل و اسباب، به مثابه سنتهاى جارى در آدميان بود، به طور حتم، شرّ و بدى كه همان تباهى آدمى است، به وسيله عذاب، با شتاب به او روى مىآورد؛ زيرا تباهى آدمى به وسيله عذاب نيز دستاوردِ خود اوست، همچنان كه در قرآن كريم آمده است:
اهْلَكناهُمْ انَّهُمْ كانُوا مُجْرِمينَ.[١] [عاد و ثمود و فرعونيان را] هلاك كرديم؛ زيرا كه آنها بزهكار بودند.
ليكن خداى تعالى از سرِ مهر و شفقت، در فرو باراندن عذاب، بدان سان كه آدميان در دستيابى به خير و نيكى مىشتابند؛ نمىشتابد، زيرا مبناى سنّتهاى خداوند، بر خلاف سنّتهاى جارى در حيات انسانها- كه بر پايه جهل و نادانى است- دانش و حكمت اوست و براى رعايت مصالحى كه ذهن و انديشه ما آدميان بدانها راه ندارد، در عقوبت و كيفر باطلگرايان و بدسِگالان، شتاب نمىورزد؛ بلكه به آنان فرصت و مهلت مىدهد، باشد كه همه يا برخىشان پشيمان شوند و باز گردند و توبه كنند، و يا اينكه از نسل آنان، انسانهاى حق طلب و صالح، پديد آيند:
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَابَّةٍ وَلكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ
[١] - دخان، آيه ٣٧