اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٥٣٢ - نقش عملى ستايش و سپاس
جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَداً.[١] بگو: اگر دريا براى [نوشتن] كلمات (آفريدههاى) پروردگار من مركّب بود، هر آينه دريا به پايان مىرسيد، پيش از آنكه كلمات پروردگارم به پايان رسد، هر چند مانند آن را به يارى بياوريم.
زنجيره نعمتها در نسبت با انسان، به لحاظ دائمالفضل بودن خداوند، از فجر ازليّت آغاز مىشود و تا شفق ابديّت، ادامه دارد براى همين، امام سجّاد (ع) با ويژگىهاى كمّى و كيفى، ستايش و سپاسگزارى، خداى را ستوده و از نعمتهايش سپاسگزارى كرده است: عَدَدَ ما احاط بِهِ عِلْمُهُ مِنْ جَميعِ الْاشْياء، وَ مَكانَ كُلِّ واحِدَةٍ عَدَدُها اضْعافاً مُضاعَفةً ابداً سَرْمَداً الى يَوْمِ الْقِيامَةِ. حَمْداً لا مُنْتَهى لَحِدِّهِ، وَ لا حِسابَ لِعَدَدِهِ، وَ لا مَبْلَغَ لِغايَتِهِ، وَ لا انْقِطاعَ لِامَدِهِ.
ج. خداى تعالى در توصيف ياران پيامبر گرامى اسلام و مؤمنان صالح فرمود:
تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيَماهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ.[٢] ركوعكنان و سجودكنان مىبينىشان كه فزونبخشى و خشنودى خدا را مىجويند. نشانه آنها در رخسارشان از اثرِ سجود پيداست. اين است وصف ايشان در تورات و وصفشان در انجيل، چون كِشتهاى كه جوانهاش را برون كرده و سپس استوارش ساخته تا ستبر شده است و بر ساقههاى خويش، راست و استوار ايستاده، [آن گونه] كه برزگران را خوش آيد تا [خداوند] كافران را نسبت بديشان به خشم آرد.
يعنى آثار ايمان در چهرههاشان آشكار است و نتيجه آن، عمل صالح است كه از آنان بروز مىكند. ستايش به زبان، تنها سهم زبان آدمى است. دل آدمى نيز بايد خدا را بستايد؛ يعنى تجليگاه اسماى نيكوى خداوند شود و فروغ «اللَّهُ نُور السَّموتِ و الْارْضِ» بر آن بتابد و همه وجود آدمى را روشنى بخشد، تا زبانِ ستايشگر، نيكو بگويد و ذهنش نيكو بينديشد
[١] - كهف، آيه ١٠٩
[٢] - فتح، آيه ٢٩